scrap taxes

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
به عنوان فعل ( لغو کردن مالیات ) :
• لغو کردن مالیات ها، حذف مالیات ها
• منسوخ کردن، کنار گذاشتن ( یک نظام مالیاتی )
به عنوان ترکیب ( مالیات بر ضایعات ) :
• مالیات بر ضایعات، مالیات بر قراضه
...
[مشاهده متن کامل]

• مالیات بر ضایعات صنعتی یا خودروهای فرسوده
🔸 مثال ها:
"They're considering scrapping the tax and raising the money in other ways. "
آن ها در حال بررسی لغو مالیات و تأمین بودجه از راه های دیگر هستند.
*"The government scrapped the 10p income tax rate, which hurt low - income earners. "*
دولت نرخ مالیات بر درآمد ۱۰ پنی را لغو کرد که به افراد کم درآمد آسیب زد.
"Scrap tire disposal tax is a 2% tax on new tire sales to fund recycling programs. "
مالیات بر دفع لاستیک های فرسوده، مالیاتی ۲ درصدی بر فروش لاستیک های نو برای تأمین بودجه برنامه های بازیافت است.