scarf

/ˈskɑːrf//skɑːf/

معنی: شال گردن، روسری، شال، حمایل ابریشمی و امثال ان، شال گردن بستن، در شال پیچیدن
معانی دیگر: چارقد، سرانداز، لچک، باشامه، اشارپ، (ارتش) کاشکول، (نجاری) اتصال، (اتصال) نیم و نیم، (آهنگری و وصله زنی) نیما نیم (scarf joint هم می گویند)، پهلوی نهنگ را بریدن (برای درآوردن پیه)، شکاف یا بریدگی پهلوی نهنگ، (خودمانی - معمولا با: down یا up) با ولع خوردن، بلعیدن، بالادادن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: scarfs, scarves
• : تعریف: a usu. long and narrow woven or knitted garment worn around the neck, head, or shoulders.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: scarfs, scarfing, scarfed
• : تعریف: to decorate or wrap with a scarf or other loose covering.
اسم ( noun )
حالات: scarfs
(1) تعریف: the notched end of a piece of timber cut so it may be overlapped and joined with another piece.

(2) تعریف: the joint so formed.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: scarfs, scarfing, scarfed
(1) تعریف: to put together using a scarf joint.

(2) تعریف: to cut a scarf in (a piece of timber).
فعل گذرا و ( transitive verb, intransitive verb )
حالات: scarfs, scarfing, scarfed
• : تعریف: (slang) to eat greedily (often fol. by up or down).

جمله های نمونه

1. a red scarf with black trim
شال گردن قرمز با حاشیه سیاه

2. a three-cornered scarf
روسری سه گوش

3. the woolen scarf was pricking on my neck
شال گردن پشمی گردنم را خراش می داد.

4. pari khanom was embroidering tiny flowers on her scarf
پری خانم داشت گل های کوچکی را بر شال گردن خود گلدوزی می کرد.

5. Emma wore a fringed scarf round her neck.
[ترجمه ترگمان]اما شال گردنی بلندی به دور گردنش انداخته بود
[ترجمه گوگل]اما دستش را روی گردن گردنش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He tied a scarf around his neck.
[ترجمه Shaghayegh] او یک روسری را دور گردن خودش گره زد
|
[ترجمه ترگمان]روسری خود را دور گردن خود گره زد
[ترجمه گوگل]او روسری را در گردنش گذاشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. He wrapped his scarf around his neck.
[ترجمه ترگمان]شال گردن خود را دور گردنش حلقه کرد
[ترجمه گوگل]او روسری خود را در اطراف گردنش پیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. This silk scarf is the perfect accessory for stylish summer evenings.
[ترجمه ترگمان]این روسری ابریشمی، لوازم جانبی کامل برای عصرهای تابستان شیک است
[ترجمه گوگل]این روسری ابریشم لوازم جانبی کامل برای شبهای شیک در تابستان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I swapped my red scarf for her blue one.
[ترجمه ترگمان]روسری قرمز - م رو با لباس آبی عوض کردم
[ترجمه گوگل]من روسری قرمز را برای یک آبی رنگش تعویض کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She had been strangled with her own scarf and her body dumped in the woods.
[ترجمه ترگمان]او با شال خودش خفه شده بود و جسدش در جنگل افتاده بود
[ترجمه گوگل]او با روسری خودش و بدنش در جنگل ریخته بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. He had a scarf round his neck.
[ترجمه ترگمان]شال گردنی را دور گردنش انداخته بود
[ترجمه گوگل]او روسری دور گردنش را داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. He was strangled with a scarf.
[ترجمه ترگمان]با یه روسری خفه شده
[ترجمه گوگل]او با روسری خفه شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I bought a great tie-dyed silk scarf.
[ترجمه ترگمان]من یه شال گردن بندی بزرگ خریدم
[ترجمه گوگل]من یک روسری ابریشم بزرگ کراوات را خریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The scarf is available in six different colours.
[ترجمه ترگمان]این روسری در شش رنگ مختلف موجود است
[ترجمه گوگل]روسری در شش رنگ مختلف موجود است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. It was so cold that he wrapped a scarf tightly around his face.
[ترجمه ترگمان]خیلی سرد بود که شال گردنی را دور صورتش پیچیده بود
[ترجمه گوگل]آنقدر سرد بود که روسری را به سختی در اطراف صورتش پیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

16. She wear a woollen scarf.
[ترجمه ترگمان]اون یه شال پشمی می پوشید
[ترجمه گوگل]او یک روسری پشمی می پوشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. This fight scarf is throttling me.
[ترجمه ترگمان]این شال گردن من را خفه می کند
[ترجمه گوگل]این روسری مبارزه من را تحریک می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

شال گردن (اسم)
ascot, scarf, choker, muffler

روسری (اسم)
scarf, headband, hood, kerchief, headgear

شال (اسم)
scarf, shawl, wraparound

حمایل ابریشمی و امثال ان (اسم)
scarf

شال گردن بستن (فعل)
scarf, shawl

در شال پیچیدن (فعل)
scarf

تخصصی

[نساجی] شال گردن - کراوات - روسری

به انگلیسی

• strip of fabric worn around the neck; muffler, shawl, strip of fur or thick fabric worn around the shoulders
a scarf is a piece of cloth that you wear round your neck or head, usually to keep yourself warm.

پیشنهاد کاربران

شال گردن

روسری
دستمال گردن
شال گردن
روسری ، شال
شال ، روسری

مقنعه
شال گردان
شال گردن، روسری
در واقع در خارج به هر چیزی که در ناحیه سر و گردن میاندازند scarf میگویند
حالا این چیز میتونه شال. روسری. شال گردن. مقنعه. دستمال گردن و. . . . . . باشه
a piece of cloth that is worn around the neck, for example to keep warm or for decoration. Women also wear scarves over their shoulders or hair. Ox
با توجه به تعریف آکسفورد، scarf روسری رایج در فرهنگ ما نیست. به این نکته دقت کنید ( تفاوت فرهنگ )
در نقش فعل ( غیررسمی ) :
یه چیزی رو خیلی سریع خوردن - لُمبوندن

روسری - شال - شال گردن
شال گردن، دستمال گردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما