🔸 تعریف ها:
1. ( روانشناسی تربیتی – اصلی ) : نظریه ای که بر اساس آن، یک فرد آگاه تر ( معلم، والد یا همسال توانمندتر ) با ارائه ی پشتیبانی موقت و متناسب با نیازهای یادگیرنده، او را قادر می سازد تا کاری را انجام دهد که به تنهایی از عهده ی آن برنمی آید و سپس به تدریج این حمایت را کاهش می دهد تا یادگیرنده به استقلال برسد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
In scaffolding theory, the teacher acts as a temporary support structure, adjusting help based on the student's current understanding.
در نظریه ی داربست زنی، معلم به عنوان یک سازه ی پشتیبانی موقت عمل می کند و کمک خود را بر اساس درک فعلی دانش آموز تنظیم می نماید.
2. ( تاریخی/مفهومی – خاستگاه ) : این مفهوم ابتدا توسط وود، برونر و راس ( Wood, Bruner, & Ross, 1976 ) به عنوان یک استعاره برای توصیف نقش مربی در حل مسئله مطرح شد و با نظریه ی اجتماعی - فرهنگی ویگوتسکی و مفهوم منطقه ی رشد تقریبی ( Zone of Proximal Development - ZPD ) پیوند خورد. اگرچه ویگوتسکی خود از این واژه استفاده نکرد.
مثال:
The concept of scaffolding was built upon Vygotsky's idea that learning occurs first in social interaction ( intermental ) before it is internalized individually ( intramental ) .
مفهوم داربست زنی بر اساس ایده ی ویگوتسکی بنا شده است که یادگیری ابتدا در تعامل اجتماعی ( بین ذهنی ) رخ می دهد و سپس به صورت فردی درونی می شود ( درون ذهنی ) .
3. ( ویژگی های کلیدی – عملیاتی ) : طبق پژوهش های اخیر، نظریه ی داربست زنی دارای سه ویژگی اصلی است: ۱ ) تطبیق پذیری یا اقتضایی بودن ( Contingency ) : حمایت باید دقیقاً بر اساس سطح درک فعلی یادگیرنده تنظیم شود. ۲ ) محو شدن تدریجی ( Fading ) : با پیشرفت یادگیرنده، حمایت به تدریج کاهش می یابد. ۳ ) انتقال مسئولیت ( Transfer of Responsibility ) : مسئولیت انجام کار در نهایت به خود یادگیرنده واگذار می شود.
مثال:
Effective scaffolding is not just any help; it is contingent on the student's responses, faded over time, and aims to transfer responsibility to the learner.
داربست زنی مؤثر هر کمکی نیست؛ این حمایت باید به پاسخ های دانش آموز وابسته باشد، به مرور زمان کاهش یابد و هدف آن واگذاری مسئولیت به یادگیرنده باشد.
1. ( روانشناسی تربیتی – اصلی ) : نظریه ای که بر اساس آن، یک فرد آگاه تر ( معلم، والد یا همسال توانمندتر ) با ارائه ی پشتیبانی موقت و متناسب با نیازهای یادگیرنده، او را قادر می سازد تا کاری را انجام دهد که به تنهایی از عهده ی آن برنمی آید و سپس به تدریج این حمایت را کاهش می دهد تا یادگیرنده به استقلال برسد.
... [مشاهده متن کامل]
مثال:
در نظریه ی داربست زنی، معلم به عنوان یک سازه ی پشتیبانی موقت عمل می کند و کمک خود را بر اساس درک فعلی دانش آموز تنظیم می نماید.
2. ( تاریخی/مفهومی – خاستگاه ) : این مفهوم ابتدا توسط وود، برونر و راس ( Wood, Bruner, & Ross, 1976 ) به عنوان یک استعاره برای توصیف نقش مربی در حل مسئله مطرح شد و با نظریه ی اجتماعی - فرهنگی ویگوتسکی و مفهوم منطقه ی رشد تقریبی ( Zone of Proximal Development - ZPD ) پیوند خورد. اگرچه ویگوتسکی خود از این واژه استفاده نکرد.
مثال:
مفهوم داربست زنی بر اساس ایده ی ویگوتسکی بنا شده است که یادگیری ابتدا در تعامل اجتماعی ( بین ذهنی ) رخ می دهد و سپس به صورت فردی درونی می شود ( درون ذهنی ) .
3. ( ویژگی های کلیدی – عملیاتی ) : طبق پژوهش های اخیر، نظریه ی داربست زنی دارای سه ویژگی اصلی است: ۱ ) تطبیق پذیری یا اقتضایی بودن ( Contingency ) : حمایت باید دقیقاً بر اساس سطح درک فعلی یادگیرنده تنظیم شود. ۲ ) محو شدن تدریجی ( Fading ) : با پیشرفت یادگیرنده، حمایت به تدریج کاهش می یابد. ۳ ) انتقال مسئولیت ( Transfer of Responsibility ) : مسئولیت انجام کار در نهایت به خود یادگیرنده واگذار می شود.
مثال:
داربست زنی مؤثر هر کمکی نیست؛ این حمایت باید به پاسخ های دانش آموز وابسته باشد، به مرور زمان کاهش یابد و هدف آن واگذاری مسئولیت به یادگیرنده باشد.
نظریه داربست
نظریه تکیه گاه سازی
نظریه تکیه گاه سازی
It’s not spoon - feeding 🍽️ — it’s more like training wheels on a bike 🚲.
... [مشاهده متن کامل]
نظریه داربست یعنی کمک موقتی به یادگیرنده برای انجام کاری که به تنهایی نمی تواند، و بعد به تدریج حذف این کمک تا مستقل شود.