scabies

/ˈskeɪbiːz//ˈskeɪbiːz/

معنی: خارش، جرب، خارشک، گال، مامیثای صحرایی
معانی دیگر: (پزشکی) جرب، گری (که توسط sarcoptes scabiei ایجاد می شود)
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: scabies
مشتقات: scabietic (adj.)
(1) تعریف: a contagious skin disease that is caused by mites that live under the skin, resulting in severe itching.

(2) تعریف: a similar disease that afflicts animals, esp. sheep.

جمله های نمونه

1. It is not for nothing that scabies is commonly known as the itch.
[ترجمه ترگمان]این به خاطر چیزی نیست که به عنوان خارش شناخته می شود
[ترجمه گوگل]این چیزی نیست که چربیها به طور معمول به عنوان خارش شناخته شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Skin diseases, such as impetigo or scabies, are transmitted by direct contact.
[ترجمه ترگمان]بیماری های پوستی مانند as یا scabies از طریق تماس مستقیم منتقل می شوند
[ترجمه گوگل]بیماری های پوستی مانند ادم پری یا چرک، با تماس مستقیم منتقل می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Prolonged contact with some one who has scabies is the most likely method of transmission.
[ترجمه ترگمان]تماس Prolonged با کسی که scabies ترین روش انتقال است
[ترجمه گوگل]تماس طولانی مدت با بعضی از افرادی که مبتلا به کمر درد هستند، احتمالا روش انتقال است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Untreated scabies infestations, especially in infants, immobilised geriatric patients, AIDS and other immunologically compromised patients can support huge numbers of female mites.
[ترجمه ترگمان]Untreated scabies، بویژه در نوزادان، immobilised بیمار، ایدز و دیگر بیمارانی که به خطر افتاده هستند می توانند از تعداد زیادی از کرم های زن حمایت کنند
[ترجمه گوگل]آلودگی های ناشی از پوسته پوسته شدن، به ویژه در نوزادان، بیماران سرطانی بی تحرک، ایدز و دیگر بیماران مبتلا به ایمنولوژی، می توانند از تعداد زیادی عفونت های زنانه حمایت کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We present a case of dermatomyositis with keratotic scabies in the scalp.
[ترجمه ترگمان]ما یک نمونه از dermatomyositis را با keratotic scabies در پوست سر ارائه می کنیم
[ترجمه گوگل]در حال حاضر یک مورد از درماتومیوزیت با چرک کراتوتیک در پوست سر وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Scabies is a skin condition caused by a mite called Sarcoptes scabiei.
[ترجمه ترگمان]Scabies یک بیماری پوستی است که توسط یک mite به نام Sarcoptes scabiei ایجاد می شود
[ترجمه گوگل]Scabies یک بیماری پوستی است که توسط یک مورچه به نام Sarcoptes scabiei ایجاد شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. People can be infested with scabies without having any symptoms.
[ترجمه ترگمان] مردم می تونن بدون هیچ علائمی از \"scabies\" دزدی کنن
[ترجمه گوگل]افراد بدون عارضه ممکن است مبتلا به عفونت باشند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. His flesh crawled as if he had a scabies.
[ترجمه ترگمان]بدنش طوری بالا و پایین می خزید که انگار he دارد
[ترجمه گوگل]گوشت خوک خود را چاق کرد، به طوری که او کچلی داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. It'sounds like scabies . Let me take a look under the microscope.
[ترجمه ترگمان] به نظر \"scabies\" میاد بذار زیر میکروسکوپ یه نگاهی بندازم
[ترجمه گوگل]شبیه چربی است اجازه دهید نگاهی به زیر میکروسکوپ بیاندازم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. A 65 years old man suffered with Norwegian scabies was reported.
[ترجمه ترگمان]یک مرد ۶۵ ساله مبتلا به scabies نروژی گزارش شده است
[ترجمه گوگل]یک مرد 65 ساله مبتلا به عفونتهای نروژی گزارش شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. How long have you had this scabies?
[ترجمه ترگمان]چند وقته که این \"scabies\" رو داشتی؟
[ترجمه گوگل]چقدر این شکم دارید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. For eczema, wet sore, itchy skin, leprosy, as scabies ringworm.
[ترجمه ترگمان]برای اگزما، خارش مرطوب، خارش پوست، جذام و هم چنین انگل کرم
[ترجمه گوگل]برای اگزما، پوست مرطوب، پوست خارش دار، تند و تیز، به عنوان چربی کربوهیدرات
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. It also effective in treating scabies, insect stings, skin infections, and eczema.
[ترجمه ترگمان]آلوئه ورا هم چنین در درمان scabies، نیش حشرات، عفونت های پوستی و اگزما موثر است
[ترجمه گوگل]همچنین در درمان زخم ها، نیش حشرات، عفونت های پوستی و اگزما موثر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. It is said that scabies is hard to eradicate.
[ترجمه ترگمان]گفته می شود که ریشه کن کردن آن دشوار است
[ترجمه گوگل]گفته شده است که عفونت ها برای ریشه کن کردن سخت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Itch mites cause scabies.
[ترجمه ترگمان]کرم های Itch باعث scabies می شوند
[ترجمه گوگل]گیاهان خارش باعث ایجاد کمر درد می شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

خارش (اسم)
trouble, itch, itching, pruritus, scabies, prurience, pruriency

جرب (اسم)
scab, itch, scabies, mange

خارشک (اسم)
itch, itching, scabies, prurience, pruriency, restlessness

گال (اسم)
scabies

مامیثای صحرایی (اسم)
scabies

به انگلیسی

• skin disease of humans and animals (caused by parasitic mites)
scabies is a very infectious skin disease caused by a parasite, which makes you want to scratch a lot; a medical term.

پیشنهاد کاربران

بیماری خارش پوست ناشی از حشرات کوچک
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما