say to laughter

پیشنهاد کاربران

🔸 معادل فارسی:
با خنده گفتن؛ در میان خنده گفتن؛ با لحنی خندان گفتن؛ گفتن و خندیدن؛ به شوخی و خنده گفتن
🔸 مثال ها:
• She said to laughter that the meeting could have been an email.
او با خنده گفت که این جلسه می توانست یک ایمیل باشد.
...
[مشاهده متن کامل]

• He raised his glass and said to laughter, "To another year of chaos!"
او لیوانش را بالا برد و با خنده گفت، به یک سال دیگر هرج ومرج!
• The comedian said to laughter that he had forgotten his own jokes.
کمدین با خنده گفت که جوک های خودش را فراموش کرده است.