• (1)تعریف: someone who rescues or saves people from danger or destruction.
• (2)تعریف: (cap.) Jesus Christ. • مشابه: lord
جمله های نمونه
1. to elect souls a savior will come
یک نفر ناجی به سراغ ارواح رستگاران خواهد آمد.
2. They regarded him as the savior of their country.
[ترجمه رضا دلفان] آنها او را رهایی بخش کشورشان به شمار می آوردند
|
[ترجمه گوگل]آنها او را ناجی کشور خود می دانستند [ترجمه ترگمان]آن ها او را ناجی کشور خود می دانستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
3. If she needs salvation, she will posit a savior.
[ترجمه گوگل]اگر به رستگاری نیاز داشته باشد، ناجی را معرفی خواهد کرد [ترجمه ترگمان]، اگه به رستگاری نیاز داشته باشه اون یه ناجی رو انتخاب می کنه [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
4. To his supporters, Rawlings remains an incorruptible savior and pragmatist who kept the country from plunging into chaos.
[ترجمه رضا دلفان] راولینگز، از نگاه پیشتیبان هایش، مردی رهایی بخش، تباهی ناپذیر و کاربردگرا خواهد ماند چراکه کشور را از فرورفتن در آشفتگی بازداشت
|
[ترجمه رضا دلفان] راولینگز، از نگاه پیشتیبان هایش، فردی رهایی بخش، فسادناپذیر و عملگرا خواهد ماند چراکه کشور را از فرورفتن در آشفتگی بازداشت
|
[ترجمه گوگل]برای حامیانش، رالینگ یک ناجی فساد ناپذیر و عملگرا باقی می ماند که کشور را از فرو رفتن در هرج و مرج باز داشت [ترجمه ترگمان]در نظر حامیانش، راولینگز، یک نجات دهنده فاسد و عملگرا است که کشور را از غرق شدن در هرج و مرج نگه می دارد [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
5. You think the Red Cross is the savior during colossal natural disasters like earthquakes and hurricanes and floods and tornadoes.
[ترجمه گوگل]شما فکر می کنید صلیب سرخ ناجی در هنگام بلایای طبیعی عظیم مانند زلزله و طوفان و سیل و گردباد است [ترجمه ترگمان]شما فکر می کنید که صلیب سرخ نجات دهنده در طول بلایای طبیعی عظیم مانند زلزله و طوفان ها و طوفان ها و گردبادها است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
6. Whoever believes in Jesus Christ as their personal savior will never die.
[ترجمه رضا دلفان] هر که باور دارد عیسی مسیح رهایی بخش اوست هرگز نمی میرد
|
[ترجمه رضا دلفان] هرگز نمی میرد آنکه باور دارد عیسی مسیح رهایی بخش اوست
|
[ترجمه گوگل]هر که به عیسی مسیح به عنوان نجات دهنده شخصی خود ایمان داشته باشد هرگز نخواهد مرد [ترجمه ترگمان]هر کی به عیسی مسیح اعتقاد داره ناجی their هرگز نمیمیره [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
7. The other is named Savior of all Worlds from Suffering and Anguish.
[ترجمه گوگل]دیگری نجات دهنده همه جهان ها از رنج و اندوه نام دارد [ترجمه ترگمان]دیگری ناجی همه دنیاها از رنج کشیدن و رنج است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
8. Bosnians received him as a savior, but he had different plans.
[ترجمه رضا دلفان] بوسنیایی ها او را رهایی بخش می دانستند اگرچه او برنامه های دیگری داشت
|
[ترجمه رضا دلفان] بوسنیایی ها گمان می کردند او رهایی بخش آنهاست ولی او برنامه های دیگری داشت
|
[ترجمه گوگل]بوسنیایی ها او را به عنوان یک ناجی پذیرفتند، اما او برنامه های متفاوتی داشت [ترجمه ترگمان]Bosnians او را ناجی می دانست، اما نقشه های دیگری داشت [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
9. He is our Savior, our Shepard, and our Lord.
[ترجمه رضا دلفان] او رهایی بخش ما، چوپان ما و پروردگار ماست
|
[ترجمه گوگل]او نجات دهنده، شبان ما و پروردگار ما است [ترجمه ترگمان]اون ناجی ماست، Shepard و سرورم [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
10. Many regarded him as savior of the country.
[ترجمه رضا دلفان] بسیاری او را رهایی بخش کشور می دانستند
|
[ترجمه گوگل]بسیاری او را ناجی کشور می دانستند [ترجمه ترگمان]بسیاری او را ناجی کشور می دانستند [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
11. Q . 4 Why did the Savior share the humanity of fresh and flood?
[ترجمه گوگل]س 4 چرا ناجی در انسانیت تازه و سیل سهیم شد؟ [ترجمه ترگمان]سوال \" چرا نجات دهنده ما بشریت را با طراوت و سیل به اشتراک گذاشت؟ [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
12. In the Gathas, these benefactors are called saoshyant, an Avestan word which means "savior. "
[ترجمه گوگل]در گاتها به این نیکوکاران ساوشیانت گفته می شود که کلمه ای اوستایی به معنای "نجات دهنده" است [ترجمه ترگمان]در the، این benefactors saoshyant نام دارند و زبان اوستایی است که به معنای \"savior\" است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
13. I know the Savior lives. I bear witness to you that Joseph Smith is a prophet.
[ترجمه رضا دلفان] من به زنده بودن رهایی بخش باور دارم. من به شما گواهی می دهم که جورف اسمیت پیامبر است
|
[ترجمه گوگل]من می دانم که نجات دهنده زندگی می کند من برای شما شهادت می دهم که جوزف اسمیت یک پیامبر است [ترجمه ترگمان]من ناجی زندگی \"ناجی\" هستم من شاهد شما هستم که جوزف اسمیت یک پیامبر است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
14. The savior is also recurrently crucified.
[ترجمه رضا دلفان] رهایی بخش نیز بارها به چلیپا کشیده می شود
|
[ترجمه گوگل]ناجی نیز به طور مکرر مصلوب می شود [ترجمه ترگمان]نجات دهنده نیز به صلیب کشیده شده است [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید
15. So Gould grew up to become a psychoanalyst, a kind of secular savior.
[ترجمه گوگل]بنابراین گولد بزرگ شد تا به یک روانکاو تبدیل شود، نوعی ناجی سکولار [ترجمه ترگمان]بنابراین گولد بزرگ شد تا به یک روانکاو تبدیل شود که نوعی ناجی غیر مذهبی بود [ترجمه شما]ترجمه صحیح تر را بنویسید