savings

/ˈseɪ.vɪŋz//ˈseɪ.vɪŋz/
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

اسم جمع ( plural noun )
• : تعریف: an amount of money that a person saves.

- She has savings of 2,000 dollars in her bank account.
[ترجمه گوگل] او 2000 دلار پس انداز در حساب بانکی خود دارد
[ترجمه ترگمان] او در حساب بانکی خود ۲،۰۰۰ دلار پس انداز کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. savings accounts accrue interest
به حساب های پس انداز بهره تعلق می گیرد.

2. a savings account
حساب پس انداز

3. people's savings rose sharply
پس اندازهای مردم ناگهان زیاد شد.

4. your savings earn an interest of five percent
به پس انداز شما سود پنج درصد تعلق می گیرد.

5. all my savings were wiped out
همه ی پس اندازهای من از بین رفت.

6. zarry hides her savings under the mattress
زری اندوخته های خود را زیر تشک پنهان می کند.

7. she plowed all her savings into the stock market
او همه ی اندوخته های خود را در بورس سهام به کار انداخت.

8. this company's foreign exchange savings
اندوخته های ارزی این شرکت

9. he banked all of his savings
همه ی پس انداز خود را در بانک گذاشت.

10. inflation has whittled away our savings
تورم اندوخته های ما را کم کرده است.

11. he has invested most of his savings in stocks
او بیشتر پس انداز خود را روی سهام سرمایه گذاری می کند.

12. i had to dip into my savings
مجبور شدم به پس اندازم دست بزنم.

13. i have a checking account and a savings account
من یک حساب جاری و یک حساب پس انداز دارم.

14. his mother's illness made a hole in his savings
بیماری مادرش اندوخته ی او را بشدت تقلیل داد.

15. his father was the idiot who loaned his life's savings to crooks
پدرش آن ابلهی بود که پس انداز همه ی عمرش را به کلاهبرداران قرض داد.

16. The company has made considerable savings through good housekeeping, such as avoiding wastage.
[ترجمه گوگل]این شرکت از طریق خانه داری خوب، مانند جلوگیری از هدر رفتن، صرفه جویی قابل توجهی کرده است
[ترجمه ترگمان]این شرکت پس انداز قابل توجهی را از طریق خانه داری خوب مانند دوری از ضایعات، پس انداز کرده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

17. Savings have been disposed of in order to meet the growing gap between income and expenditure.
[ترجمه گوگل]پس انداز به منظور پاسخگویی به شکاف فزاینده بین درآمد و هزینه دفع شده است
[ترجمه ترگمان]به منظور برآورده کردن شکاف رو به رشد بین درآمد و هزینه ها صرفه جویی می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

18. He invested his life savings in his daughter's business.
[ترجمه گوگل]او پس انداز زندگی خود را در تجارت دخترش سرمایه گذاری کرد
[ترجمه ترگمان]پس انداز زندگی اش را در کسب وکار دخترش سرمایه گذاری کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

19. A savings plan that gives you the option to vary your monthly payments.
[ترجمه گوگل]یک طرح پس انداز که به شما این امکان را می دهد که پرداخت های ماهانه خود را تغییر دهید
[ترجمه ترگمان]یک برنامه پس انداز که به شما این گزینه را می دهد تا پرداخت های ماهانه خود را تغییر دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

20. I'd like to withdraw 1000 dollars from my savings account and put it in my cheque account.
[ترجمه گوگل]من می خواهم 1000 دلار از حساب پس انداز خود برداشت کنم و در حساب چکم بگذارم
[ترجمه ترگمان]دوست دارم ۱۰۰۰ دلار از حساب پس انداز خود برداشت کرده و آن را در حساب چک قرار دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

21. Inflation has whittled away their savings.
[ترجمه گوگل]تورم پس انداز آنها را کم کرده است
[ترجمه ترگمان]تورم پس انداز خود را کاهش داده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

22. Do you bank at the Village Savings Bank?
[ترجمه گوگل]آیا در بانک پس انداز روستا بانک می کنید؟
[ترجمه ترگمان]آیا بانک پس انداز دهکده را می شناسید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

به انگلیسی

• money that has been saved by economizing, money that has been set aside

پیشنهاد کاربران

پس انداز
savings account حساب پس انداز
پس انداز
ذخیره مالی
صرفه جویی ( ها )
پس انداز ( حساب بانکی و غیره )

Everywhere I go people are becoming more and more depressed by what is happening to their savings
کاهش هزینه ها
صرفه جویی
پس انداز کردن
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما