1. armin saves one-fourth of his salaryآرمین یک چهارم حقوق خود را پس انداز می کند.2. he made two savesاو دوبار از گل خوردن جلوگیری کرد.3. a stitch in time saves nineکار بموقع،از خسارت بعدی جلوگیری می کند