saturday

/ˈsætərdi//ˈsætədi/

معنی: روز شنبه
معانی دیگر: شنبه (مخفف: sat یا s یا sa)

بررسی کلمه

اسم ( noun )
• : تعریف: the seventh day of the week, occurring between Friday and the beginning of another week on Sunday.

جمله های نمونه

1. She baby-sits for her friends every Saturday.
[ترجمه لیلا] او پنج شنبه ها از کودک دوستش نگهداری می کند.
|
[ترجمه رادمان] کودک او هر شنبه با دوستانش میشیند
|
[ترجمه مهرسام] او هر شنبه از کودک دوستش مراقبت می کند
|
[ترجمه گوگل]او هر شنبه برای دوستانش کودک می نشیند
[ترجمه ترگمان]او هر شنبه برای دوستانش می نشیند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We never work on Saturday mornings.
[ترجمه لیلا] ما هرگز شنبه ها صبح کار نمی کنیم.
|
[ترجمه امین] ما به هیچ وجه صبح روز شنبه کار نمی کنیم
|
[ترجمه محمد] ما هرگز شنبه صبح کار نمی کنیم
|
[ترجمه زینب] ما هر هفته شنبه کار نمی کنیم
|
[ترجمه گوگل]ما هیچ وقت شنبه صبح کار نمی کنیم
[ترجمه ترگمان]ما هیچ وقت روز شنبه کار نمی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We're having a party on Saturday. Would you like to come?
[ترجمه محمد] ما روز شنبه یک مهمانی داریم آیا تو میخوای بیایی
|
[ترجمه mamad] ما روز شنبه یک مهمانی داریم آیا تو دوست داری بیای
|
[ترجمه گوگل]ما شنبه یک مهمانی داریم دوست داری بیای؟
[ترجمه ترگمان]شنبه با هم پارتی داریم دوست داری بیای؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. They were arrested in the small hours of Saturday morning.
[ترجمه معصومه] آنها در ساعات کمی از صبح روز شنبه دستگیر شدند
|
[ترجمه mamad] آنها اوایل صبح روز شنبه دستگیر شدند
|
[ترجمه گوگل]آنها در ساعات کوچک صبح شنبه دستگیر شدند
[ترجمه ترگمان]آن ها در ساعات کوتاهی صبح روز شنبه دستگیر شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The draw for the raffle takes place on Saturday.
[ترجمه طاها برخورداری] مراسم بخت آزمایی برای روز شنبه برگزار می شود
|
[ترجمه گوگل]قرعه کشی قرعه کشی روز شنبه انجام می شود
[ترجمه ترگمان]قرعه کشی برای بخت آزمایی در روز شنبه صورت می گیرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. She deposited her paycheck every Saturday.
[ترجمه محمد] او هر شنبه چک را چک می کند
|
[ترجمه گوگل]او هر شنبه چک حقوق خود را واریز می کرد
[ترجمه ترگمان]او هر شنبه حقوقش را به او سپرده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The semi-final replay will be on Saturday.
[ترجمه گوگل]بازي مرحله نيمه نهايي روز شنبه برگزار مي شود
[ترجمه ترگمان]پاسخ نیمه نهایی روز شنبه خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. The match was postponed to the following Saturday because of bad weather.
[ترجمه گوگل]این مسابقه به دلیل بدی هوا به شنبه بعد موکول شد
[ترجمه ترگمان]این مسابقه روز شنبه بعد به دلیل شرایط بد آب و هوا به تعویق افتاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. I hope to go shopping on Saturday next.
[ترجمه گوگل]امیدوارم شنبه آینده برم خرید
[ترجمه ترگمان]من امیدوارم روز شنبه بعد از آن به خرید بروم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. She spends her Saturday afternoons standing on the touchline, watching her boyfriend play rugby.
[ترجمه گوگل]او بعدازظهرهای شنبه خود را با ایستادن روی خط تماس می گذراند و به تماشای بازی راگبی دوست پسرش می پردازد
[ترجمه ترگمان]بعد از ظهرهای شنبه او را در خیابان touchline می گذراند و تماشا می کند که دوست پسرش راگبی بازی می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. I'm giving/having/holding a party next Saturday night.
[ترجمه گوگل]شنبه شب آینده دارم می دهم/دارم/میهمانی برگزار می کنم
[ترجمه ترگمان]من شب شنبه آینده یک مهمانی دارم \/ دارم \/ می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. We're going on a shopping expedition on Saturday.
[ترجمه گوگل]شنبه میریم یه اکسپدیشن خرید
[ترجمه ترگمان]ما روز شنبه به سفری خرید می رویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. I went on a drinking/shopping/spending spree on Saturday.
[ترجمه گوگل]من شنبه رفتم ولگردی و مشروب خوری/خریدی/خرج فروشی
[ترجمه ترگمان]روز شنبه به نوشیدن \/ خرید \/ عیاشی پرداختم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He's tied down by having to work every Saturday.
[ترجمه گوگل]او مجبور است هر شنبه کار کند
[ترجمه ترگمان]او هر روز شنبه مجبور است کار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. We went for a picnic on Saturday.
[ترجمه سمانه] شنبه به پیک نیک رفتیم
|
[ترجمه گوگل]شنبه رفتیم پیک نیک
[ترجمه ترگمان]شنبه رفتیم پیکنیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

روز شنبه (اسم)
saturday

انگلیسی به انگلیسی

• seventh day of the week
saturday is the day after friday and before sunday.

پیشنهاد کاربران

واژه ی انگلیسی saturday از راست به چپ بصورت:
yadrutas و به شکل تفکیکی : yad ru ta s با تلفظ: یاد رو تا اس . حرف s ( با تلفظ اس ) در ردیف حروف الفبای لاتین معادل عدد 19 میباشد با تلفظ 1 و 9 مساوی با10 و سه کلمه ی؛ یاد، رو، تا، هرسه به زبان فارسی بوده اند. یاد ( yad ) ریشه در خاطره دارد و رو ( ru ) به معنای رُخ، سیما، چهره یا صورت و تا ( ta ) دو معنا دارد؛ یکی فاصله ی زمانی و مکانی و دیگری تعداد. لذا این واژه ی انگلیسی که معادل روز شنبه ی فارسی میباشد، به احتمال قوی یا قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، اشاره به یادآوری روها، چهره ها یا صورت های دهگانه ی ملکوتی، بهشت برینی و جاودانه ی هرکدام از افراد انسانی داشته؛ مشتمل بر پنج صورت شاهانه و پنج تا ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم. یکی از آن چهره های دهگانه در این دنیای واقعی، عینی و فیزیکی روی یک پله تکاملی به پیدایش رسیده و میرسد و می میرد و محو میشود و نُه تای دیگر در عالم غیب و برزخ و متافیزکی اند در همان نهایت کمال ایده آل خوبی و زیبایی ازلی یا اولیه.
...
[مشاهده متن کامل]

لذا روز شنبه در حین تعطیلی و دست کشیدن از کار، یک فرصت مناسب است برای یادآوری آن نُه چهره ی خودی برای هر فرد دنیوی. برای مسیحیان روز یکشنبه و برای مسلمانان روز جمعه.
واژه ی فارسی شنبه بصورت تفکیکی: ش نون بِه، و با ترکیب حروفی - عددی به شکل : ۱۶ نون بِه، با توضیح کوتاه و فشرده به شرح زیر: عدد ۱۶ با تلفظ ۱ و ۶ مساوی با ۷ و نون حرف اول نکته و بِه به معنای نیکو. از دیدگاه ایرانیان فراباستان هر روز هفته به یک سهم مساوی با هم نیکو بوده و امروز هم میباشند و از طرفی دیگر پیام آسمانی هفت سین به معنای ۷ سامان یا نظام کل گیتیائی، کیهانی و یا جهانی بوده در قالب هفت عالم یا دنیا به شکل آسمان ها و زمین های هفتگانه و هرآنچه که بین آنهاست، که یکی از آنها پیداست و شش تای دیگر ناپیدا.

شنبه ( روز تعطیل در بسیاری از کشورها - اسم ) :
I'm going to a concert on Saturday.
خدای کشتزار که به خاطر آمدن باران برایش قربانی می کردند.
میشه شنبه🗓