sanitary

/ˈsænəˌteri//ˈsænɪtri/

معنی: بهداشتی
معانی دیگر: صحی
شبکه مترجمین ایران

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
مشتقات: sanitarily (adv.), sanitariness (n.)
(1) تعریف: free from contaminants or sources of infection; clean; sterile.
مترادف: antiseptic, aseptic, clean, sterile
متضاد: unsanitary
مشابه: hygienic, pure, uncontaminated, unpolluted, unsoiled

- With clean water coming in, conditions in the refugee camp will be more sanitary.
[ترجمه گوگل] با ورود آب تمیز، شرایط در کمپ پناهندگان بهداشتی تر خواهد شد
[ترجمه ترگمان] با ورود آب تمیز، شرایط اردوگاه پناهندگان بهداشتی بیشتری خواهد بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- The wound was wrapped with sanitary gauze.
[ترجمه گوگل] زخم با گاز بهداشتی پیچیده شده بود
[ترجمه ترگمان] زخم روی پانسمان بهداشتی پیچیده شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: of or pertaining to public hygiene, esp. the removal of waste.
مترادف: hygienic

- The city needs to improve its sanitary services.
[ترجمه گوگل] شهر باید خدمات بهداشتی خود را بهبود بخشد
[ترجمه ترگمان] این شهر به بهبود خدمات بهداشتی خود نیاز دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. sanitary inspector
بازرس اداره ی بهداشت

2. the hospital's sanitary conditions were deplorable
شرایط بهداشتی بیمارستان ها تاسف آور بودند.

3. it is not sanitary to let flies sit on food
بهداشتی نیست که بگذاریم مگس روی خوراک بنشیند.

4. please do not flush sanitary napkins down the toilet
لطفا از انداختن نوار بهداشتی در مستراح خودداری کنید.

5. The Sanitary Board tries to stamp out the epidemic.
[ترجمه گوگل]شورای بهداشت تلاش می کند تا همه گیری را از بین ببرد
[ترجمه ترگمان]هیات بهداشت تلاش می کند اپیدمی ایدز را ریشه کن کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Diseases were spread through poor sanitary conditions .
[ترجمه گوگل]بیماری ها از طریق شرایط بد بهداشتی سرایت می کردند
[ترجمه ترگمان]بیماری ها از طریق شرایط بهداشتی ضعیف شیوع پیدا کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Cholera thrives in poor sanitary conditions.
[ترجمه گوگل]وبا در شرایط بد بهداشتی رشد می کند
[ترجمه ترگمان]وبا در شرایط بهداشتی ضعیف رشد یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. It's not the most sanitary place one could swim.
[ترجمه گوگل]این بهداشتی ترین جایی نیست که می توان شنا کرد
[ترجمه ترگمان]این بهترین جایی نیست که بتوان شنا کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. The hut had no cooking or sanitary facilities.
[ترجمه گوگل]کلبه فاقد امکانات آشپزی و بهداشتی بود
[ترجمه ترگمان]خانه فاقد تاسیسات بهداشتی و بهداشتی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Sanitary conditions are appalling.
[ترجمه گوگل]شرایط بهداشتی وحشتناک است
[ترجمه ترگمان]شرایط بهداشتی وحشتناک است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. There were only very basic sanitary facilities on the site.
[ترجمه گوگل]فقط سرویس های بهداشتی بسیار ابتدایی در سایت وجود داشت
[ترجمه ترگمان]تنها تاسیسات بهداشتی اولیه در این محل وجود داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Sanitary facilities varied widely from region to region.
[ترجمه گوگل]امکانات بهداشتی از منطقه ای به منطقه دیگر بسیار متفاوت بود
[ترجمه ترگمان]امکانات بهداشتی به طور گسترده ای از منطقه به منطقه متفاوت بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The sanitary conditions in this restaurant are abominable.
[ترجمه گوگل]شرایط بهداشتی این رستوران افتضاح است
[ترجمه ترگمان]شرایط بهداشتی در این رستوران بسیار نفرت انگیز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. We didn't even have sanitary facilities in the fields.
[ترجمه گوگل]حتی سرویس بهداشتی در مزارع هم نداشتیم
[ترجمه ترگمان]ما حتی امکانات بهداشتی در این زمینه ها نداشتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

15. Did you also know that in Britain neither sanitary towels nor tampons are sterilised, despite what their individual wrapping might suggest?
[ترجمه گوگل]آیا می‌دانستید که در بریتانیا، حوله‌های بهداشتی و تامپون‌ها، علی‌رغم آنچه که بسته‌بندی فردی آن‌ها نشان می‌دهد، استریل نمی‌شوند؟
[ترجمه ترگمان]آیا شما هم می دانید که در بریتانیا نه حوله بهداشتی و نه tampons sterilised، علی رغم آنچه که در لفاف شخصی آن ها پیشنهاد می شود؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

بهداشتی (صفت)
hygienic, sanitary, sanitarian

تخصصی

[عمران و معماری] بهداشتی
[مهندسی گاز] بهداشتی

به انگلیسی

• hygienic, clean, healthy; promoting hygiene or cleanliness; pertaining to cleanliness, pertaining to sanitation
if you say that a place is not sanitary, you mean that it is not very clean; a formal word.
sanitary also means concerned with keeping things clean and hygienic; a formal word.

پیشنهاد کاربران

مربوط به حیوانات
بهداشتی، پاک، تمیز
از مورفم san به معنای سالم و سلامتی
Insane دیوانه یا نا سالم هم از این ریشه هست
( همفکری بزرگان مترجمی را طلب میکنم )
با سپاس
related to health , hygienic
Two years ago, my sister was with my father in Aslanduz
My sister went to Noushin shop alone to buy him a sanitary pad my sister said it was not good to go to the male shopkeeper
My sister said she went greedily and angrily to get a ( sanitary napkin ) from home she was so greedy
After bringing the sanitary pad package
My sister paid for the sanitary pad
she did not accept and my sister insisted that you do accept the cost of the sanitary napkin. I can not take this sanitary napkin with me.
My sister said neither the greed nor the insistence that she was given the green shirt
دوسال پیش ، خواهرم با پدرم در شهر اصلاندوز بود
خواهرم به تنهای به مغازه نوشین رفت تا از او نوار بهداشتی بخرد
خواهرم گفت خوب نبود به مغازه دار مرد بروم
خواهرم میگفت با حرص و عصبانیت رفت تا از خانه ( نوار بهداشتی ) بیاورد
اخه تا این اندازه حرص خوردن داشت
بعد از اینکه بسته نوار بهداشتی را آورد
خواهرم هزینه نوار بهداشتی را می پرداخت
او قبول نمیکرد و خواهرم اصرار داشت تا هزینه نوار بهداشت را قبول نکنی من نمیتونم این نوار بهداشتی را با خود ببرم
خواهرم گفت نه به اون حرص و عصبانیت و نه اون اصرار که پیراهن سبز رنگ بهش هدیه داد
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما