sanitarium

/sænɪˈteriːəm//ˌsænɪˈteərɪəm/

معنی: اسایشگاه
معانی دیگر: (تفریحگاه دور افتاده و آرام که برای تمدد اعصاب به آن می رود) رامشگاه، رستنگاه، sanatorium : اسایشگاه

بررسی کلمه

اسم ( noun )
حالات: sanitaria, sanitariums
• : تعریف: a hospital or resort where patients go to regain or improve their health.

جمله های نمونه

1. We must get him away to the sanitarium.
[ترجمه گوگل]ما باید او را به آسایشگاه ببریم
[ترجمه ترگمان]ما باید او را به آسایشگاه برسانیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They would marry in August in the sanitarium chapel in Lausanne.
[ترجمه گوگل]آنها در ماه اوت در کلیسای درمانی در لوزان ازدواج کردند
[ترجمه ترگمان]آن ها در ماه اوت در کلیسای sanitarium در لوزان ازدواج می کردند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Finally he committed himself to a sanitarium, and after several months was sent home with a male companion.
[ترجمه گوگل]سرانجام او خود را به یک آسایشگاه متعهد کرد و پس از چند ماه با یک همراه مرد به خانه فرستاده شد
[ترجمه ترگمان]سرانجام خود را به یک آسایشگاه روانی رساند و پس از چندین ماه با یک رفیق رفیق به خانه فرستاده شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. When the time came, Margarett was in a sanitarium.
[ترجمه گوگل]وقتی زمان فرا رسید، مارگارت در یک آسایشگاه بود
[ترجمه ترگمان]وقتی زمانش رسید، Margarett در آسایشگاه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They put Mark away in Doc Smith's sanitarium.
[ترجمه گوگل]آنها مارک را در آسایشگاه داک اسمیت گذاشتند
[ترجمه ترگمان]آن ها مارک را در آسایشگاه دکتر اسمیث کنار گذاشتند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Li a sanitarium as a male nurse, and Ah Tim ( Michael Hui ) is a handy man.
[ترجمه گوگل]لی به عنوان یک پرستار مرد یک آسایشگاه است و آه تیم (مایکل هوی) یک مرد خوش دست است
[ترجمه ترگمان]لی در آسایشگاه به عنوان پرستار مرد به سر می برد و آه تیم (مایکل هوی)مردی مفید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. Result: The comprehensive effectiveness oof hospital and sanitarium in last 3 year increased year by year.
[ترجمه گوگل]نتیجه: اثربخشی جامع بیمارستان و آسایشگاه در 3 سال گذشته سال به سال افزایش یافته است
[ترجمه ترگمان]نتیجه: اثربخشی کامل بیمارستان و آسایشگاه در ۳ سال گذشته سال به سال افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He arrived on the train, freshly divorced, just out of a sanitarium after a bout with alcohol.
[ترجمه گوگل]او به قطار رسید، تازه طلاق گرفته بود، پس از یک مبارزه با الکل، از آسایشگاه بیرون آمده بود
[ترجمه ترگمان]او به قطار رسید، تازه طلاق گرفته بود، تازه از آسایشگاه روانی بیرون آمده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. And you wish to enter your brother at the sanitarium for treatment?
[ترجمه گوگل]و آیا می خواهید برادرتان را برای درمان وارد آسایشگاه کنید؟
[ترجمه ترگمان]و شما می خواهید برای درمان با برادرتون داخل آسایشگاه بشید؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Located the West Lake Scenic Attraction Area, the sanitarium the city centre.
[ترجمه گوگل]واقع در منطقه جاذبه های دیدنی دریاچه غربی، آسایشگاه مرکز شهر
[ترجمه ترگمان]منطقه جذابیت مناظر دریاچه وست، آسایشگاه، مرکز شهر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Perhaps I could tell them more about the proprietors of this sanitarium.
[ترجمه گوگل]شاید بتوانم بیشتر در مورد صاحبان این آسایشگاه به آنها بگویم
[ترجمه ترگمان]شاید می توانستم بیشتر درباره مالکان این آسایشگاه به آن ها بگویم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Reality favors symmetries and slight anachronisms: Dahlmann had arrived at the sanitarium in a hackney coach and now a hackney coach was to take him to the Constitucion station.
[ترجمه گوگل]واقعیت طرفدار تقارن ها و نابهنگاری های جزئی است: دالمن با یک مربی هکنی به آسایشگاه رسیده بود و حالا یک مربی هکنی قرار بود او را به ایستگاه Constitucion ببرد
[ترجمه ترگمان]لطفی در حق symmetries و slight: Dahlmann با یک درشکه به آسایشگاه آمده بود و اکنون کالسکه ای قرار داشت او را به ایستگاه Constitucion ببرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. One day, a bearded old man is sent into the sanitarium with a large bag.
[ترجمه گوگل]یک روز پیرمردی ریشو را با یک کیف بزرگ به آسایشگاه می فرستند
[ترجمه ترگمان]یک روز، یک پیرمرد ریشو با یک کیسه بزرگ به آسایشگاه فرستاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. The author explore the mutual flow practice model with the hospital - sanitarium join - service condition.
[ترجمه گوگل]نویسنده مدل تمرین جریان متقابل را با شرایط پیوستن به بیمارستان - آسایشگاه - خدمات بررسی می کند
[ترجمه ترگمان]نویسنده مدل عمل جریان دو جانبه را با شرایط خدمت به آسایشگاه روانی مورد بررسی قرار می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

اسایشگاه (اسم)
hospice, nest, sanatorium, sanitarium, pesthouse, rest home, sanatarium, sanitorium

انگلیسی به انگلیسی

• hospital for the treatment of chronic diseases

پیشنهاد کاربران

نوعی بیمارستان برای افراد بیمار که پس از یک بیماری طولانی در حال بهبود هستند اما همچنان نیاز به استراحت و مراقبت زیادی دارن
🔍 دوستان مشتقات ( derivatives ) این کلمه اینها هستند:
✅ فعل ( verb ) : sanitize
✅️ اسم ( noun ) : sanity / sanitation / sanatorium ( sanitarium ) / saneness / sanitarian / sanitizer / sanitization
✅️ صفت ( adjective ) : sane / sanitary / sanitized
✅️ قید ( adverb ) : sanely / sanitarily
↩️ دوستان لطفاً به این توضیحات خوب دقت کنید:
📋 در زبان انگلیسی یک root word داریم به اسم san
📌 این ریشه، معادل "health" می باشد؛ بنابراین کلماتی که این ریشه را در خود داشته باشند، به "health" مربوط هستند.
...
[مشاهده متن کامل]

📂 مثال:
🔘 sanitary: relating to cleanliness and ‘health’
🔘 sanitizer: a substance used to maintain ‘health’ by killing germs
🔘 sanitation: measures taken to promote ‘health’ and cleanliness
🔘 sane: being mentally ‘healthy’ and rational
🔘 insane: not mentally ‘healthy’ or rational
🔘 sanatorium: a place for recovery and ‘health’ treatment
🔘 sanitaryware: items used for ‘health’ and hygiene purposes
🔘 sanitization: the process of making something clean for ‘health’
🔘 sanitarium: an establishment for people recovering their ‘health’
🔘 saneness: the quality of being mentally ‘healthy’ and stable

آسایشگاه
مثال:
We can’t defend of sanitarium everybody must leave there.
ما از آسایشگاه نمی توانیم دفاع کنیم همه باید آنجا را ترک کنند.

بپرس