sanguineous

/sæŋˈɡwɪniːəs//sæŋˈɡwɪnɪəs/

معنی: امیدوار، خونین، قرمز، خونی، خون مانند، دموی
معانی دیگر: وابسته به یا دارای خون، خون رنگ، سرخ رنگ، وابسته به خونریزی و کشتار

بررسی کلمه

صفت ( adjective )
(1) تعریف: of, pertaining to, or involving blood or bloodshed; bloody.

(2) تعریف: of the color of blood.

(3) تعریف: confident or optimistic; sanguine.

جمله های نمونه

1. Style: sanguineous tones that concentrate the red and ebony of its colour, balanced aromas of mature red fruit, pepper and tobacco hints, full and persisitent in the mouth.
[ترجمه ترگمان]سبک: رنگ های sanguineous که به رنگ سرخ و آبنوس رنگ آن، رایحه متعادل میوه قرمز بالغ، فلفل و تنباکو را در دهان پر می کنند
[ترجمه گوگل]تن صدای تند و تیز که رنگ قرمز و آبنوس رنگ آن، رایحه های متعادل از میوه های قرمز بالغ، فلفل و تنباکو را متمرکز می کند، کامل و بی پایه در دهان است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Sanguineous sky is the first paint of my series about archaian war field.
[ترجمه ترگمان]آسمان sanguineous اولین رنگ از مجموعه من در مورد میدان جنگ archaian است
[ترجمه گوگل]آسمان پرنعمت اولین اثر سری من در مورد میدان جنگ آرشیا است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. This article found that the main types of 32 Gymnastics World Champion's temperament are sanguineous and lymphatic.
[ترجمه ترگمان]این مقاله نشان داد که گونه های اصلی ۳۲ قهرمان جام جهانی ژیمناستیک، sanguineous و lymphatic هستند
[ترجمه گوگل]این مقاله نشان داد که انواع اصلی 32 تناسب اندام قهرمان ژیمناستیک قهرمان بدن انسان و لنفاوی هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Ehrlichiosis is a disease caused by Ehrlichia canis and spread by the brown dog tick, Rhipicephalus sanguineous. Signs include fever, vasculitis, and low blood counts.
[ترجمه ترگمان]Ehrlichiosis یک بیماری است که توسط Ehrlichia canis ایجاد می شود و توسط the سگ قهوه ای پخش می شود علائم عبارتند از تب، vasculitis و تعداد کم خون
[ترجمه گوگل]Ehrlichiosis یک بیماری ناشی از Ehrlichia canis است و توسط تیک قهوه ای قهوه ای، Rhipicephalus sanguineous گسترش می یابد علائم شامل تب، واسکولیت و شمارش خون پایین است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. This paint, I stress expressing the sky and the ground below the sanguineous set, the war -smoke closes over the sky, the war-horse is braying.
[ترجمه ترگمان]این رنگ، که من بر آسمان و زمین زیر مجموعه sanguineous تاکید می کنم، دود جنگی در آسمان بسته می شود، اسب جنگی به عرعر می پردازد
[ترجمه گوگل]این رنگ، من تأکید میکنم که ابر و آسمان و زمین را در زیر مجموعه ی پر سر و صدا قرار می دهیم، جنگ اسموک روی آسمان بسته می شود، جنگ اسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The proportion of these injuries among bilious athletes is larger than sanguineous athletes, and much larger than phlegm athletes both in the number and the degree of injury.
[ترجمه ترگمان]نسبت این جراحات در بین ورزش کاران bilious بزرگ تر از sanguineous ورزش کار است و بسیار بزرگ تر از ورزشکارانی است که در رتبه و درجه آسیب قرار دارند
[ترجمه گوگل]نسبت این آسیب ها در ورزشکاران بیضه بزرگتر از ورزشکاران مرداب است و بسیار بیشتر از ورزشکاران خلط هم در تعداد و هم در میزان آسیب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

امیدوار (صفت)
anticipant, hopeful, heartsome, sanguinary, sanguineous

خونین (صفت)
sanguinary, sanguineous, murderous, blooded, bloody, gory, internecine, blood-red, slaughterous

قرمز (صفت)
bloodshot, sanguinary, sanguineous, vinaceous, bloody, red, vermilion, coralline, vermeil, gules, vine-colored, vine-coloured

خونی (صفت)
sanguinary, sanguineous, bloody, gory, sanguine, hematic, haematic, hemal, haemal

خون مانند (صفت)
sanguineous, bloody

دموی (صفت)
sanguinary, sanguineous, sanguine

به انگلیسی

• bloody, pertaining to blood; containing blood; bloodthirsty, murderous; involving bloodshed; red, crimson; confident, certain

معنی یا پیشنهاد شما