sandbag

/ˈsændˌbæɡ//ˈsændbæɡ/

معنی: گونی پر از شن، کیسه شن، ایجاد استحکامات دفاعی کردن
معانی دیگر: کیسه ی شن (برای سنگرسازی یا جلوگیری از سیل و غیره)، کیسه ی باریک که از شن پر می کنند و مانند چماق برای حمله بکار می برند، با کیسه ی شن سنگر (یا دیواره ی جلو سیل) را مستحکم کردن، (آمریکا - عامیانه) وادار کردن، مجبور کردن، با کیسه سن ایجاداستحکامات دفاعی کردن

بررسی کلمه

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sack full of sand, used to build a fortification or to serve as ballast.

(2) تعریف: a sack full of sand used as a weapon.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sandbags, sandbagging, sandbagged
مشتقات: sandbagger (n.)
(1) تعریف: to pile sandbags around or in.

(2) تعریف: to hit with or as if with a sandbag.

(3) تعریف: (informal) to intimidate or coerce.

- We were sandbagged into accepting the new rate increase.
[ترجمه ترگمان] ما در پذیرش نرخ جدید بودیم
[ترجمه گوگل] ما به پذیرش نرخ جدید افزایش یافتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

جمله های نمونه

1. Ann hit the sandbag with her fist.
[ترجمه ترگمان]آن با مشت به داخل کیسه ضربه زد
[ترجمه گوگل]ان با مشت دستش را با ماسه بگ زد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We found three distinct arrows pointed at sandbag positions on our distant perimeter.
[ترجمه ترگمان]ما سه تا تیر کاملا مشخص پیدا کردیم که در محوطه دور ما قرار گرفته بودند
[ترجمه گوگل]ما سه پرچم متمایز را در موقعیت های ماسه ای ببری در محیط دوردست ما یافتیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. When he is perched precariously on a sandbag at the time, however, you could just about get away with charging extra.
[ترجمه ترگمان]با این حال، زمانی که او به طور نامتعادل در یک تله گیر کرده باشد، شما می توانید با شارژ کردن پول اضافی خود را از اینجا دور کنید
[ترجمه گوگل]با این حال، هنگامی که او در آن زمان به طور مکرر در یک کیسه شن و ماسه قرار می گرفت، شما فقط می توانستید با شارژ اضافی کنار بیایید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Emergency workers built a sandbag barricade as 60 patients were put on evacuation stand-by.
[ترجمه ترگمان]کارگران اضطراری یک سنگر sandbag ساختند زیرا ۶۰ بیمار در آماده باش کامل بسر می برند
[ترجمه گوگل]کارگران اضطراری یک سد باند ماسه ای را ساختند؛ به این ترتیب 60 بیمار در ایستگاه تخلیه قرار داده شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Residents continue to sandbag about 2homes to protect them from the river.
[ترجمه ترگمان]ساکنان به sandbag در حدود ۲ خانه برای محافظت از آن ها در رودخانه ادامه می دهند
[ترجمه گوگل]ساکنان همچنان در مورد 2 خانه ها برای محافظت از آنها از رودخانه ادامه می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Soldiers had waylaid Postumus. . ., stunned him with a sandbag. . ., and carried him off.
[ترجمه ترگمان]سربازان در کمین نشسته بودند و او را با کیسه شن گیج کرده بودند و او را باخود برده بودند
[ترجمه گوگل]سربازان Postumus را در اختیار داشتند , او را با یک کیسه شن و ماسه غرق کرد و او را برداشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. I'll lay down the tracks sandbag and hide.
[ترجمه ترگمان]من رد شن و قایم می کنم و قایم میشم
[ترجمه گوگل]من ساندویچ آهنگ را مخفی می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Conclusion H-shaped sandbag can replace rectangle sandbag completely, and can raise patients' comfort degree, reduce complications and alleviate nursing work.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری sandbag به شکل H می تواند مستطیل شکلی را به طور کامل جایگزین کند، و می تواند درجه راحتی بیماران را افزایش داده، عوارض را کاهش داده و کار پرستاری را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]نتیجهگیری باند ماسه ای H به طور کامل می تواند باند ماسه ای مستطیلی را به طور کامل جایگزین کند و می تواند درجه آسودگی بیمار را کاهش دهد، عوارض را کاهش دهد و کار پرستاری را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. Sandbag, wooden dummy, tripodic dummy, suspended spring, etc.
[ترجمه ترگمان]sandbag چوبی، آدمک چوبی، یک آدمک چوبی، و غیره، و غیره
[ترجمه گوگل]ماسه بگ، ساختگی چوبی، ساختگی سه بعدی، بهار بهار و غیره
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. Third : kick sandbag used to increase blood circulation and the ability to walk.
[ترجمه ترگمان]سوم: sandbag برای افزایش گردش خون و توانایی پیاده روی استفاده می شود
[ترجمه گوگل]ماسک سگ پا سوم برای افزایش گردش خون و توانایی راه رفتن استفاده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

11. Conclusion Use of the pisciform sandbag for compression hemostasia after interventional operations achieve better hemostatic effect and effectively control local complications.
[ترجمه ترگمان]نتیجه گیری استفاده از the pisciform برای فشرده سازی compression بعد از عملیات های مداخله ای به تاثیر hemostatic بهتری دست می یابد و به طور موثر مشکلات محلی را کنترل می کند
[ترجمه گوگل]نتیجه گیری استفاده از ماسه ماسه ای pisciform برای فشرده سازی هماتوستی پس از عمل جراحی، به بهبود اثر هموستاتیک کمک می کند و به طور موثر عوارض موضعی را کنترل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

12. Sean, did you throw the sandbag?
[ترجمه ترگمان]شان، تو گند زدی؟
[ترجمه گوگل]شان، کیسه کیسه ای را پرتاب کردی؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

13. The boxing sandbag or slam man is applied to all the adults and the kids.
[ترجمه ترگمان]بوکس، یا مرد محکم به تمام بزرگسالان و بچه ها اعمال می شود
[ترجمه گوگل]ماسه بس بوکس و یا بدن انسان به تمام بزرگسالان و بچه ها اعمال می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

14. He balled up his fist and hitted the sandbag as hard as he could.
[ترجمه ترگمان]مشت خود را مشت کرد و کیسه شن را محکم به دست گرفت
[ترجمه گوگل]او دست مشت خود را بالا می انداخت و بسختی را که می توانست بگشاید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

مترادف ها

گونی پر از شن (اسم)
sandbag

کیسه شن (اسم)
sandbag

ایجاد استحکامات دفاعی کردن (فعل)
sandbag

تخصصی

[عمران و معماری] کیسه شن
[آب و خاک] کیسه ماسه ای

به انگلیسی

• bag filled with sand (used to build protective walls)
fortify with sandbags; coerce, intimidate (informal)
a sandbag is a sack filled with sand which is used, for example, to build walls as a protection against floods or explosions.
to sandbag something means to protect or strengthen it by means of sandbags.

پیشنهاد کاربران

سپر بلا کردن

کیسه ای پر از شن و ماسه ، به عنوان دفاع در برابر سیل ، انفجار و غیره استفاده می شود.
پنهان کردن توانایی ها یا اهداف واقعی برای فریب دیگران
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما