• : تعریف: a Greek island in the North Aegean Sea, which, in Greek mythology, was part of the kingdom of Odysseus.
پیشنهاد کاربران
واژه ی یونانی - لاتینی samos را میتوان در فکر و خیال به شکل دایره تصور نمود، طوریکه حرف اول و دو حرف آخر آن به شکل sos در کنارهم قرار گیرند با تلفظ s وَ s که در ردیف حروف الفبای لاتین معادل تصویر عددی؛ 19 و 19 میباشند و هرکدام از نوزده ها با تلفظ نُه و یک یا یک و نُه و یا هرکدام با جمع رقمی ده و در کنار هم بصورت زوج عددی10 و 10 و دو حرف am با تلفظ آم یا عام. ... [مشاهده متن کامل]
واژه ی فارسی ساموس را هم میتوان در فکر و خیال به شکل دایره تصور نمود، طوریکه حرف اول و دو حرف آخر آن به شکل س و س در کنار هم قرار گیرند با تلفظ سین وَ سین که در ردیف حروف الفبای فارسی حامل تصویر عددی ۱۵ وَ ۱۵ میباشند با تلفظ پنج یک و پنج یک مساوی با ۱۰ یک و یک و در کنار هم بصورت زوج عددی ۵ یک وَ ۵ یک و در پیوند با دو حرف؛ ام، به شکل؛ ۵ یک و ۵ یک ام ؛ ۱۰ تا یک و یک ام : پنج یکِ مردانه و شاهانه و پنج یکِ زنانه و ملکهانه، جملگی خودی و غیر بیگانه از هم، ملکوتی یا آسمانی، پاراپارادیزی، فرافردوسی یا بهشت برینی و جاودانه. لذا این واژه ها ( یونانی - لاتینی - فارسی ) به احتمال قریب به یقین از طریق بازی کردن با حروف و اعداد ساخته شده و از دیدگاه واژه سازان ماهر و خبره در میدان ناپیدای بازی کابلا با مرجعیت غیبی و نامعلوم، به همین معنا بوده؛ یعنی دهگانی بودن هستی یا وجود و ماهیت افراد انسانی و لذا هیچکدام از نسل آدم و آدمه ی تورائی یا بابا آدم و ننه حوای ادیان ابراهیمی یعنی یهودیت و مسیحیت و اسلام، نبوده و نیستند. نام پدر یُیتاگوراس یا فیثاغورس با حروف لاتین به شکل mnesarchos بصورت تفکیکی : mn e sar cho s با تلفظ منِ سر خو س، در زبان و از دیدگاه پدر یا مادر ش، شاید به این معنا بوده باشد؛ این نوزاد خو یا عادت سر من است؛ یعنی فکر و خیال و تصورات سرم متوجه و مشغول اوست. خوراکی ساموسا جمع ساموس یعنی ۵ و ۵ ها یا ۱۰ ها و samosa جمع 10 وَ 10 ها.