samey

انگلیسی به انگلیسی

• (british slang) monotonously repetitive, lacking in diversity

پیشنهاد کاربران

🔸 مثال ها:
All the songs on this album sound a bit samey to me.
به نظر من همه ی آهنگ های این آلبوم کمی تکراری و یک نواخت به نظر می رسند.
The street is full of samey chain shops that you see everywhere.
...
[مشاهده متن کامل]

این خیابان پر از فروشگاه های زنجیره ایِ تکراری است که همه جا می بینی.
His speech was rather samey; he used the same points over and over.
سخنرانی او نسبتاً یک نواخت بود؛ بارها و بارها از همان نکات استفاده کرد.
The town's architecture is a bit samey; all the buildings look the same.
معماری شهر کمی تکراری است؛ همه ی ساختمان ها شبیه هم هستند.

خسته کننده و دارای تنوع بسیار کم
His novels tend to be very samey.
رمان های او بسیار شبیه به هم هستند.
یکنواخت و تکراری