sacrificing


معنی: فداکاری
شبکه مترجمین ایران

مترادف ها

فداکاری (اسم)
abnegation, dedication, sacrificing, self-devotion, self-sacrifice

پیشنهاد کاربران

قربانی کردن، تضیع
Sacrificing the timeیهنی وقت تلف کردن. وقت کشی. قربانی کردن وضایع کردن هم معنامیدهد.
مشاهده پیشنهاد های امروز

معنی یا پیشنهاد شما