برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1393 100 1

synchronous

/ˈsɪŋkrənəs/ /ˈsɪŋkrənəs/

معنی: هم زمان، همگاه، هموقت، همگام، واقع شونده بطور هم زمان
معانی دیگر: هم رخداد، هم هنگام

بررسی کلمه synchronous

صفت ( adjective )
مشتقات: synchronously (adj.), synchronousness (n.)
(1) تعریف: of events, historical periods, and the like, occurring at the same time; simultaneous; contemporaneous.
مشابه: simultaneous

(2) تعریف: of processes, taking place together and at the same rate; occurring in unison.
مشابه: concerted

(3) تعریف: of a physical or electrical wave, having no phase difference; occurring with the same periodicity.

واژه synchronous در جمله های نمونه

1. Weather satellite images of the area taken from synchronous orbit show an immense circular area of dense clouds above the impact site.
[ترجمه ترگمان]تصاویر ماهواره‌ای آب و هوایی ناحیه‌ای که از مدار همزمان گرفته شده‌است، یک ناحیه گرد حلقوی از ابره‌ای متراکم در بالای محل تاثیر را نشان می‌دهد
[ترجمه گوگل]تصاویر ماهواره ای هواپیما از منطقه گرفته شده از مدار همگانی نشان دهنده یک منطقه دایره ای وسیع از ابرهای متراکم در بالای محل ضربه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Thus, tidal forces can lead to synchronous rotation.
[ترجمه ترگمان]بنابراین، نیروهای جزر و مد می‌توانند منجر به چرخش همزمان شوند
[ترجمه گوگل]بنابراین نیروهای جزر و مدی می تواند به چرخش همزمان منجر شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Indeed, Mercury is in a form of synchronous rotation around the Sun.
[ترجمه ترگمان]در حقیقت، عطارد به صورت چرخش همزمان در اطراف خورشید وجود دارد
[ترجمه گوگل]در واقع، جیوه در شکل چرخش همزمان در اطراف خورشید است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Recently, a rectal motor complex that is not synchronous with or related to the mi ...

مترادف synchronous

هم زمان (صفت)
concurrent , simultaneous , synchronous , contemporary , contemporaneous , synchronic , isochronous , isochronal
همگاه (صفت)
synchronous , synchronic
هموقت (صفت)
synchronous , synchronic
همگام (صفت)
synchronous
واقع شونده بطور هم زمان (صفت)
synchronous

معنی عبارات مرتبط با synchronous به فارسی

کامپیوتر همگام
(موتور و غیره که سرعت آن با بسامد جریان مدار تناسب کامل دارد) موتور همزمان، ماشین همزمان، ماشین همگام
تسهیم کننده همگام
عمل همگام
سیستم همگام
مخابره همگام

معنی synchronous در دیکشنری تخصصی

synchronous
[شیمی] همزمان
[سینما] صدابرداری مستقیم - همزمان - همگاه - همگاه (در مورد صدا و تصویر)
[کامپیوتر] همزمان ف همگام . - همگام ، همزمان رویداد همگام با سیگنالهای مجزا ، در انتقال همزمان داده ، دو سیگنال وجود دارد. data( داده ) و clock ( ساعت ) . سیگنال ساعت مشخص می کند که خط داده باید در چه زمانی خوانده شود . تا بیت بعدی به دست آید . بر خلاف asynchronous .
[برق و الکترونیک] همزمان همگام یا همفاز، که به دو قطعه ، مدار یا ماشین اطلاق می شود . - هم زمان ، سنکرون
[نساجی] هم سرعت - همزمان
[ریاضیات] همگرد، هماهنگ، همزمانی، همزمان، همگم، هم سرعت
[برق و الکترونیک] خازن همزمان موتور همزمانی که بدون بار مکانیکی می گردد و جریان پیش فاز زیادی ، مانند خازن می کشد . این موتور ضریب توان و رگوله سازی ولتاژ را در سیستم توان AC بهبود می بخشد .
[کامپیوتر] مدار همگام .
[برق و الکترونیک] ساعت همزمان ساعت الکتریکی راه اندازی شوندهبا موتور سنکرون ، برای عمل کردن از خط توان AC که بسامد ان به طور دقیق کنترل شده است.
[کامپیوتر] ارتباط همزمان .چ
[کامپیوتر] کامپیوتر همزمان ، کامپیوتر همگام .
[برق و الکترونیک] مبدل همزمان مبدلی که در آن سیم پیچیهای موتور و ژنراتور روی یک آرمیچر ترکیب می شود و با کی میدانم تحریک می شود . این مبدل می تواند توان AC و DC تبدیل کند .
...

معنی کلمه synchronous به انگلیسی

synchronous
• occurring at the same time, simultaneous, coincident, concurrent, contemporaneous
synchronous communication
• transmission of characters at a set synchronized rate
synchronous dynamic random access memory
• random access memory that can be adjusted and synchronized with the speed of the computer clock, sdram
synchronous optical network
• (internet) sonet, standard for synchronous data transfer through optical media (allows interconnection of different types of optical systems)

synchronous را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

الهه
سنکرون
ebi
هماهنگ ، هم‌پا ، هم‌رَوَند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی synchronous
کلمه : synchronous
املای فارسی : سینچرنوس
اشتباه تایپی : سغدزاقخدخعس
عکس synchronous : در گوگل

آیا معنی synchronous مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )