برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1434 100 1

sympatric


(زیست بوم شناسی) همبوم، هم بوم، هم ناحیه، هم شخصیت

واژه sympatric در جمله های نمونه

1. The most widely accepted example of sympatric speciation is that of the cichlids of LakeNabugabo in East Africa, which is thought to be due to sexual selection.
[ترجمه ترگمان]رایج‌ترین گونه زایی به طور گسترده پذیرفته‌شده از گونه زایی (sympatric)مربوط به نوع زایی در آفریقای شرقی است که تصور می‌شود به دلیل انتخاب جنسی است
[ترجمه گوگل]به طور گسترده پذیرفته نمونه از شکل گیری sympatric است که از cichlids LakeNabugabo در شرق آفریقا، که فکر می شود به دلیل انتخاب جنسی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. In sympatric speciation, species diverge while inhabiting the same place.
[ترجمه ترگمان]در گونه زایی (گونه زایی)، گونه‌ها از هم جدا می‌شوند در حالی که ساکن یک مکان هستند
[ترجمه گوگل]در گونه های سمپیتر گونه در حالی که ساکن در همان محل، متفاوت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Host plants differentiation accelerates sympatric speciation.
[ترجمه ترگمان]تمایز گیاهان میزبان گونه زایی را سرعت می‌بخشد
[ترجمه گوگل]تمایز گیاهان میزبان، شکل گیری سم پاتری را افزایش می دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. These results show that ACB an ...

sympatric را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
هم‌زیستگاه ، هم‌ زیست‌بوم

هم‌میهن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sympatric
کلمه : sympatric
املای فارسی : سیمپتریک
اشتباه تایپی : سغئحشفقهز
عکس sympatric : در گوگل

آیا معنی sympatric مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )