برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1652 100 1
شبکه مترجمین ایران

sweetly


معنی: خوش
معانی دیگر: بشیزینی، باملاحت، شیرین، بنرمی، باملایمت

واژه sweetly در جمله های نمونه

1. He heard the car engine running sweetly beyond the open door.
[ترجمه ترگمان]صدای موتور اتومبیل به آرامی از در باز شد
[ترجمه گوگل]او شنیده بود که موتور ماشین به راحتی فراتر از درب باز است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. She was sixteen and sweetly innocent.
[ترجمه ترگمان]او شانزده سال داشت و به آرامی بی‌گناه بود
[ترجمه گوگل]او شانزده ساله بود و به آرامی بی گناه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The air smelled sweetly of fruit.
[ترجمه ترگمان]هوا بوی میوه می‌داد
[ترجمه گوگل]هوا خیلی خوشحال از میوه بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. "Do you mean blackmail?" she enquired sweetly.
[ترجمه ترگمان]منظورت اخاذی - ه؟ به شیرینی پرسید
[ترجمه گوگل]آیا منظور شما چنگ زدن است؟ او پرسید شیرین؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف sweetly

خوش (قید)
well , cheerfully , pleasantly , sweetly , merrily , happily

معنی کلمه sweetly به انگلیسی

sweetly
• pleasantly, nicely, kindly

sweetly را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

aram
به طرز دلنشینی
زیبایی
خوشایندی
جذابی
به خوبی
محمدرضا نظری
با ملایمت

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sweetly

کلمه : sweetly
املای فارسی : سویتلی
اشتباه تایپی : سصثثفمغ
عکس sweetly : در گوگل

آیا معنی sweetly مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )