برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1638 100 1
شبکه مترجمین ایران

sweating

واژه sweating در جمله های نمونه

1. sweating women were talking and fanning themselves restlessly
زن‌ها عرق ریزان حرف می‌زدند و با بی‌تابی خود را باد می‌زدند.

2. the child's fever was high and he was sweating
تب کودک شدید بود و داشت عرق می‌کرد.

3. the room was stuffy and soon the windows started sweating
اتاق گرم و دم کرده بود و به‌زودی پنجره‌ها از مه و قطرات آب پوشیده شدند.

4. I was sweating a lot despite the air-conditioning.
[ترجمه ترگمان]با وجود تهویه هوا زیاد عرق کرده بودم
[ترجمه گوگل]با وجود تهویه مطبوع، من خیلی عرق کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. He was sweating at every pore.
[ترجمه ترگمان]از همه pore عرق می‌ریخت
[ترجمه گوگل]او در هر منفذ عرق می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. He was sweating from the intense heat.
[ترجمه ترگمان]از گرمای شدید عرق می‌ریخت
[ترجمه گوگل]او از گرما شدید عرق می کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با sweating به فارسی

قشو ترکی برای خشکاندن عرق اسب
(سده های 15 و 16 در اروپا) بیماری تب و عرق ریزی مهلک

معنی sweating در دیکشنری تخصصی

sweating
[عمران و معماری] عرق کردن
[نساجی] عرق کردن الیاف - تبخیر آب همراه الیاف در اپر افزایش دما
[عمران و معماری] مخزن عرق کننده

معنی کلمه sweating به انگلیسی

sweating
• secretion of sweat, process of perspiring
sweating room
• hot sauna room intended to clean out the skin by causing sweating

sweating را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مارال
عرق کردن
m.javid
تعریق
marjan
تعرق/عرق کردم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی sweating مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )