برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1360 100 1

suture

/ˈsuːt͡ʃər/ /ˈsuːt͡ʃə/

معنی: شکاف، درز، چاک، بخیه، دوختن
معانی دیگر: بخیه زدن، به هم دوختن، (دوزندگی - جراحی) بخیه، (دوزندگی) سجاف، بخیه زنی، (جراحی) نخ یا سیم بخیه زنی، شکاف استخوان (به ویژه درزهای زیگزاگ استخوان های جمجمه)

بررسی کلمه suture

اسم ( noun )
(1) تعریف: the act or process of surgically joining or sewing together the edges of a wound, incision, or the like.

- The surgeon took special care with his suture of the wound.
[ترجمه ترگمان] جراح با بخیه زدن زخم دقت خاصی انجام داده
[ترجمه گوگل] جراح با توجه به سایش زخم مراقبت ویژه ای داشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: a stitch or fastener employed in this act.

(3) تعریف: the thread, fiber, wire, or the like that is used to close a wound in this way.

(4) تعریف: in anatomy, the connecting line in an immovable joint, esp. between the bones of the skull, or the joint itself.
فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: sutures, suturing, sutured
مشتقات: sutural (adj.)
• : تعریف: to close or join together with stitches or other sutures.

واژه suture در جمله های نمونه

1. The south side of the suture, and the Southern Uplands accretionary prism, was less highly tectonised.
[ترجمه ترگمان]قسمت جنوبی the و منشور جنوبی Uplands به شدت tectonised شده بود
[ترجمه گوگل]جبهه ی جنوبی، و منشور نقرهای یونایتد جنوبی، به شدت تکتونیزه شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Ideal One of its scientists working on the suture project discovered a special type of collagen which made an ideal sausage casing.
[ترجمه ترگمان]ایده‌آل یکی از دانشمندانی که روی پروژه بخیه کار می‌کنند، نوع خاصی از کلاژن را کشف کردند که یک غلاف sausage ایده‌آل ساخته بود
[ترجمه گوگل]ایده آل یکی از دانشمندانش که بر روی پروژه دوختکاری کار می کرد، یک نوع خاص از کلاژن را کشف کرد که یک جعبه سوسیس ایده آل را ساخته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Urgent surgical treatment by direct suture ligation is the treatment of choice, but the prognosis for most patients is extremely poor.
[ترجمه ترگمان]فوری درمان جراحی توسط suture مستقیم ligation درمان انتخاب است، اما پیش‌بینی اکثر بیماران به شدت ضعیف است
[ترجمه گوگل]درمان جراحی فوری با پیوند مستقیم با سوزن درمان انتخاب است، اما پیش آگهی برای اکثر بیماران بسیار ضعیف است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف suture

شکاف (اسم)
crack , fracture , break , hiatus , breach , cut , incision , gap , craze , chap , split , flaw , chink , slot , notch , fraction , nick , breakthrough , seam , slit , slash , chasm , chine , suture , crevice , rip , cleft , rake , hair crack , interstice , scar , stoma
درز (اسم)
gap , peephole , flaw , seam , slit , chine , suture , fissure , crevice , commissure , interstice
چاک (اسم)
cut , rift , incision , slashing , scissor , tear , split , chink , slot , slit , slash , suture , fissure , kerf , rip , hack , scotch , interstice , stoma
بخیه (اسم)
stitch , seam , suture
دوختن (فعل)
scallop , seam , sew up , suture , sew

معنی عبارات مرتبط با suture به فارسی

(کالبدشناسی) درز قله ی جمجمه، درز تاجی
درزاکلیلی
درز سهمی

معنی suture در دیکشنری تخصصی

[زمین شناسی] شیار. درز. چین خوردگی سطحی کوتیکول. - مشخصه سودمندی برای شناخت که در سنگواره های بی مهرگانی که صدف آنها حجره بندی شده است،وجود دارد.
[پلیمر] نخ بخیه، بخیه
[زمین شناسی] زمین درزه
[زمین شناسی] خط درز چهره ای ( پوشش و اسکلت پشتی در ساختمان بدن در تریلوبیتها) جداکننده گونه متحرک و کرانیدیوم است. این خط درز، پوست اندازی تریلوبیتها را تسهیل می کرده. بر اساس اینکه خط درز کدام قسمت از سفالون را قطع نماید، انواع مختلفی برای آن تشخیص داده شده.
[زمین شناسی] زمین درز
[زمین شناسی] شیار اطراف محل قرار گرفتن شاخک روی سر
[زمین شناسی] شیار پشت سر. شیار عقبی سر که فرق را از پشت سر جدا می کند.
[زمین شناسی] شیار قطعات پهلویی. درز پهلویی.
[زمین شناسی] درز یا شیار عرضی. شیار پشت مفصل دوم سینه دو بالان در ناحیه سپر.

معنی کلمه suture به انگلیسی

suture
• surgical joining of two edges of a wound or incision; stitch used to close a wound; material used to surgically close a wound; junction of two bones in an immovable joint (anatomy)
• close a wound or incision using sutures (medicine)

suture را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن عنایتی کاریجانی
هو الشافی
به معنی بخیه میباشد. در زخمهایی که نیاز به بخیه هست حداکثر بر اساس رفرنسهای جراحی وتجربه شش ساعت وقت هست تا بخیه توسط پزشک که وظیفه اصلی ایشان میباشد ولی اکثرا پرستاران نیز بهتر از پزشکان این عمل را انجام میدهند لذا بعد از منقضی شدن موعد فوق لبه های زخم به هم میچسبند لذا باید زخم را feresh
نمود یعنی با ضد عفونی کردن با حالا بتادین که از نظر علمی بیست دقیقه طول میکشد تا میکروارگانیسم ها را نابود کند، ابتدا بی حسی تزریق شده بعد زخم را با تیغ جراحی از هر دو لبه برش حرفه ای میدهیم تا زخم تازه شود بعد انرا با حوصله با نخ مخصوص بسته به اینکه زخم در کجای بدن باشد بخیه میزنیم. اسکار یا جای زخم اجتناب ناپذیر هست ولی مهارت بخیه زننده در کم شدن ان تا حدودی دخیل هست.
ارزوی سلامتی برای بیماران را دارم.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suture
کلمه : suture
املای فارسی : سوتور
اشتباه تایپی : سعفعقث
عکس suture : در گوگل

آیا معنی suture مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )