برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1468 100 1

surfing

/ˈsɝːfɪŋ/ /ˈsɜːfɪŋ/

(ورزش) غلتاب سواری، موج سواری (surfriding هم می گویند)

بررسی کلمه surfing

اسم ( noun )
مشتقات: surfer (n.)
• : تعریف: the sport of riding the crests of waves as they break near the shore, usu. on a surfboard.

واژه surfing در جمله های نمونه

1. Bruce spends most evenings surfing the Net .
[ترجمه فاطمه] بروس بیشتر عصرها را با جستجو در اینترنت میگذراند
|
[ترجمه ترگمان]بروس بیشتر عصرها به گشت و گذار در اینترنت می‌پردازد
[ترجمه گوگل]بروس بیشتر شبها را صرف گشت و گذار در شبکه می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Surfing the Internet is fun, but it's also a time waster.
[ترجمه Farnoosh abootalebi] گشت و گذار در اینترنت سرگرم کننده هست، اما همچنین وقت تلف کن هم هست.
|
[ترجمه ترگمان]در حال موج‌سواری، اینترنت سرگرم‌کننده است، اما همچنین زمان waster است
[ترجمه گوگل]گشت و گذار در اینترنت سرگرم کننده است، اما این نیز یک زمان هدر رفتن است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. His whole life revolves around surfing.
...

معنی surfing در دیکشنری تخصصی

surfing
[کامپیوتر] موج سوار - (اصطلاحی عامیانه) مرور اجمالی محتویات world wide web,newsgroups و سرویسهای اطلاعاتی دیگر .این کار بسیار شبیه به کار موج سوار است که از موجی به موج دیگر حرکت می کند.
[کامپیوتر] نگاه کنید به surfing .

معنی کلمه surfing به انگلیسی

surfing
• act of riding ocean waves with a surfboard; act of "surfing the internet", act of navigating from site to site on the internet (computers)
• surfing is the sport or activity of riding on top of a big wave while standing or lying on a special board.
surfing club
• place in which there are surfing lessons and the sale and rental of utilities used for surfing, location for surfers
channel surfing
• (slang) channel-hopping, act of changing television channels quickly and repeatedly using a remote control looking for something interesting to watch

surfing را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
سرچ کردن
نادر
جست وجو
Fezeh
موج سواری کردن
در حال موج سواری
Leila
گشت و گذار
مصطفا
Surfing the net
وب گردی
سلیمانی
جست جو گردش وب گردی
Avin
موج سواری
حسام
پرسه زدن
Shayanamirkhani
وبگردی ،پرسه زدن در اینترنت
soheil
جستجو کردن
Sh
موج سواری
Masume
چرخ زدن، وب گردی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی surfing
کلمه : surfing
املای فارسی : سرفینگ
اشتباه تایپی : سعقبهدل
عکس surfing : در گوگل

آیا معنی surfing مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )
شبکه مترجمین ایران