برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1409 100 1

supper

/ˈsəpər/ /ˈsʌpə/

معنی: شام، عشای ربانی یا شام خداوند
معانی دیگر: شام (معمولا شام سبک - شام رسمی تر: dinner)، گردهمایی شبانه با شام، جلسه و شام

بررسی کلمه supper

اسم ( noun )
(1) تعریف: an evening meal.

(2) تعریف: any light evening meal, esp. one served late in the evening.

واژه supper در جمله های نمونه

1. a church supper
جلسه و شام در کلیسا

2. she scrabbled up a supper out of the leftovers
با سرهم کردن پس‌مانده‌ها شام درست کرد.

3. after the theater we had a quick supper and went to bed
بعد از تئاتر شام سریعی خوردیم و به بستر رفتیم.

4. the various dainties they served us at supper
خوراک‌های لذیذ و گوناگونی که سر شام به ما دادند

5. After dinner sit awhile, after supper walk a mile.
[ترجمه ترگمان]پس از شام، مدتی پس از صرف شام، کمی استراحت کردیم
[ترجمه گوگل]پس از شام یک بار نشستن، پس از شام یک مایل راه رفتن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. Hope is a good breakfast, but a bad supper.
[ترجمه ترگمان]امید صبحانه خوبی است، اما شام بد
[ترجمه گوگل]امید صبحانه خوب است، اما شام بد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. After dinner sit a while, after supper walk a while.
[ترجمه ترگمان]بعد از شام، مدتی بعد از صرف شام، مدتی استراحت می‌کنیم
[ترجمه گوگل]بعد از شام یک بار در حالی که بعد از شام م ...

مترادف supper

شام (اسم)
evening , dinner , supper
عشای ربانی یا شام خداوند (اسم)
supper

معنی عبارات مرتبط با supper به فارسی

رستوران و کاباره ی گرانقیمت
(امریکا) گردهمایی اعضای کلیسا که طی آن خوراک در جعبه برای هدف های خیریه به فروش می رسد
شام آخر (آخرین شام حضرت عیسی با حواریون)، اخرین شام حضرت عیسی باحواریون خود
شام واپسین (آخرین شامی که عیسی با حواریون خود صرف کرد)، شام خداوند، شام واپسین یعنی شامی که عیسی قبل ازدستگیری ومصلوب شدنش باحواریون خود صرف نمود

معنی کلمه supper به انگلیسی

supper
• evening meal
• supper is a meal eaten in the early part of the evening or one eaten just before you go to bed at night.
buffet supper
• meal at which one serves himself from a table full of food
last supper
• supper of jesus and his apostles on the eve of his crucifixion
sing for one's supper
• work for one's food, work to financially support oneself

supper را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

اسدبیگی
عصرانه
nazanin farajzadeh
عصرانه،وعده بین ناهار و شام
Shabnam
میان وعده
میثم علیزاده
عصرانه( در معنای کلی)
شام، شام سبک( به انگلیسی بریتانیایی)
tinabailari
شام 🚰🚰
my mother was cooking something for supper in the kitchen
مادرم داشت در آشپزخانه برای شام چیزی درست می کرد
گلی گل گلی
عصرانه
شام
عشای ربانی یا شام خداوند
محمدرضا ایوبی صانع
the last meal of the day, either a main meal, usually smaller and less formal than dinner, or a snack eaten before you go to bed

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی supper
کلمه : supper
املای فارسی : سوپپر
اشتباه تایپی : سعححثق
عکس supper : در گوگل

آیا معنی supper مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )