برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1467 100 1

superposition

واژه superposition در جمله های نمونه

1. One must think in terms of superpositions of all the different possible locations of all the particles separately!
[ترجمه ترگمان]فرد باید به صورت جداگانه در مورد تمام موقعیت‌های احتمالی تمام ذرات به طور جداگانه فکر کند!
[ترجمه گوگل]باید از لحاظ سوپرپوزیشن های مختلف موقعیت های مختلف ذرات تمام ذرات به طور جداگانه فکر کنید!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This kind of superposition of states is a general-and important-feature of quantum mechanics, referred to as quantum linear superposition.
[ترجمه ترگمان]این حالت برهم نهی حالات، یک ویژگی کلی و مهم مکانیک کوانتومی است که به برهم نهی خطی کوانتومی اشاره دارد
[ترجمه گوگل]این نوع ابرقویی از حالت ها یک ویژگی کلی و مهم از مکانیک کوانتومی است که به عنوان ابرقاره خطی کوانتومی نامیده می شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Superposition is of the essence of waves, which can be added together to reinforce or cancel each other out.
[ترجمه ترگمان]Superposition از ماهیت امواج است، که می‌تواند به هم اضافه شوند تا یکدیگر را تقویت یا خنثی کنند
[ترجمه گوگل]Superposition از ماهیت امواج است که می تواند با هم برای تقویت و یا لغو یکدیگر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی superposition در دیکشنری تخصصی

superposition
[عمران و معماری] انطباق - تلفیق - جمع آثار - حاصل جمع آثار - رویهمگذاری - اجتماع آثار قوا - اجتماع اثر قوا - اجتماع اثر - به هم افزوده شدن - تطابق بر روی هم - بر نهش
[برق و الکترونیک] جمع آثار ، برهم نهش
[زمین شناسی] اصل روی هم قرار گرفتن طبقات
[ریاضیات] انطباق، استقراء، بر هم نهی، ترکیب، انطباق، استقرار، روی هم جمعی، بر همنهش
[پلیمر] انطباق، برهم نهش
[آب و خاک] برهمنهی، انطباق
[ریاضیات] ضریب های بر همنهی
[برق و الکترونیک] انتگرال جمع آثار
[شیمی] اصل بر هم نهی
[عمران و معماری] اصل تلفیق - اصل اجتماع قوا
[برق و الکترونیک] اصل جمع آثار
[پلیمر] اصل برهم نهش
[برق و الکترونیک] قضیه جمع آثار - نظریه جمع آثار جریانی که نقطه ای از شبکه خطی به هنگام اعمال همزمان تعداد زیادی ولتاژ به شکبه جاری می شود مجموعه ی مؤلفه های جریان در آن نقطه است که با اعمال ولتاژهای مستقل به طور جداگانه تولید می شوند. به طریق مشابه ، ولتاژ بین دو نقطه تحت چنین شرایطی ، مجموع ولتاژهایی است که با اعمال جداگانه ولتاژهای مستقل ، بین دو نقطه به وجود می آید.
[عمران و معماری] معادله اجتماع اثر
[عمران و معماری] حاصل جمع ترسیمی آثار
Law of superposition | superposition | superposition ...

معنی کلمه superposition به انگلیسی

superposition
• placing of one thing on or above another; placing of one figure over another so that they exactly coincide (geometry)

superposition را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد امینی
جمع توابع
اگر ورودی A پاسخ X را ایجاد کند و ورودی B پاسخ Y را ایجاد کند، آنگاه ورودی (A B) پاسخ (X Y) را ایجاد خواهد کرد.
محمد امینی
برهم نهی
ebi
اَبَر جای‌گُزیدگی ، ابر برهم‌نِهی
حسام مهدوی
(عمران )اصل رویهم گذاری یا اجتماع آثار قوا
علی
برهم نهی
جمع آثار
vanila
(در متون عام) به معنای انطباق است
علی افراسیابی
( در فیزیک ) برهم نهی
حاجی
برهم نهی،انطباق،جمع آثار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی superposition مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران