برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1397 100 1

supermarket

/ˈsuːpərˌmɑːrkɪt/ /ˈsuːpəmɑːkɪt/

معنی: فروشگاه، فروشگاه بزرگ، سوپرمارکت، ابر بازار
معانی دیگر: ابر فروشگاه

بررسی کلمه supermarket

اسم ( noun )
• : تعریف: a large, self-service store carrying a wide variety of food and household items.

واژه supermarket در جمله های نمونه

1. the distance between our house and the supermarket makes it difficult to walk there
دوری منزل ما از فروشگاه پیاده رفتن به آنجا را مشکل می‌کند.

2. I got some half-price pizzas at the supermarket.
[ترجمه ترگمان]یک پیتزا با قیمت نصف قیمت در سوپرمارکت پیدا کردم
[ترجمه گوگل]من برخی از پیتزا فروشی ها را در سوپرمارکت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. It's a logical site for a new supermarket, with the housing development nearby.
[ترجمه ترگمان]این یک مکان منطقی برای یک سوپرمارکت جدید با توسعه مسکن در همان نزدیکی است
[ترجمه گوگل]این یک سایت منطقی برای یک سوپرمارکت جدید است، با توسعه مسکن نزدیک
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A local developer is planning to build a supermarket on the site.
[ترجمه ترگمان]یک توسعه دهنده محلی در حال برنامه‌ریزی برای ساخت یک سوپرمارکت در محل است
[ترجمه گوگل]یک توسعه دهنده محلی در حال برنامه ریزی برای ساخت یک سوپر مارکت در سایت است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The supermarket has instal ...

مترادف supermarket

فروشگاه (اسم)
store , shop , department store , supermarket
فروشگاه بزرگ (اسم)
department store , supermarket , hypermarket
سوپرمارکت (اسم)
supermarket
ابر بازار (اسم)
supermarket

معنی کلمه supermarket به انگلیسی

supermarket
• large self-serve retail store which sells food and other household goods
• a supermarket is a large shop selling all kinds of food and household goods. you select the food and goods yourself and pay for them before leaving.
supermarket of ideas
• place where ideas of all kinds are available, place where varying opinions and thoughts are exchanged
financial supermarket
• large concern which provides various financial services (slang)

supermarket را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

مرجان
سوپر ماركت. مغازه
Amir
فروشگاه
ایرزاد
supermarket
واژه ای ایرانی اروپایی است :
supermarket : super- mar- ket
super = اَبَر ، زِبَر
mar = مار در واژه های : آمار ، شُماره به مینه حساب
ket = کَده ، کَد : جانام ، اسم مکان
گرته برداری = اَبَرمارکَده، زِبَرمارکَد
پیش نهاد های دیگر :
اَبَرفروشگاه ، اَبَرخریدگاه، مَهدُکان ، مَهکَنز
( مَه = بُزُرگ ؛ کَنز = گویشی دیگر از گَنج ، خَنز که به اربی رفته و شده خَزانه و خَزینه ، شهر غَزنه که جای گردآوری دارایی و مال و ثروت بوده ، شهر گَنجه)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی supermarket
کلمه : supermarket
املای فارسی : سوپرمارکت
اشتباه تایپی : سعحثقئشقنثف
عکس supermarket : در گوگل

آیا معنی supermarket مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )