برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1474 100 1

sump


معنی: چاهک، لجن و کثافت، استخر اب کثیف، چاه یا انبار فاضل اب
معانی دیگر: گنداب، منجلاب، چالاب، چاه مستراح، سرگین انبار، گه انبار، (انگلیس) رجوع شود به: oil pan، مخزن

بررسی کلمه sump

اسم ( noun )
(1) تعریف: a well or pit into which fluids drain for collection and usu. removal, as by means of a pump.

(2) تعریف: a part of a machine into which oil drains, to be either recirculated or discarded.

واژه sump در جمله های نمونه

1. Then a submersible pump, concealed in a sump, conveys it back up to a blockwork filter filled with Canterbury spar.
[ترجمه ترگمان]سپس یک پمپ آب درون چاهی که در a پنهان شده‌بود، آن را به یک فیلتر blockwork پر شده از شاخه کانتربری منتقل می‌کند
[ترجمه گوگل]سپس یک پمپ شناور که در مخزن پنهان شده است، آن را به یک filter blockwork پر از Canterbury spar منتقل می کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Downtown businesses operated sump pumps as the subsoil water level rose.
[ترجمه ترگمان]کسب و کاره‌ای مرکز شهر پمپ sump را به عنوان سطح آب زیر خاک اجرا کردند
[ترجمه گوگل]کارخانه های مرکز شهر، پمپ های شلنگ را به عنوان سطح آب زیرزمینی افزایش دادند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The oil reservoir for the dry sump is mounted inside the gearbox to stop it cluttering the appearance of the bike.
[ترجمه ترگمان]مخزن نفت برای the خشک در جعبه‌دنده انتقال داده می‌شود تا مانع از دیدن ظاهر موتور شود
[ترجمه گوگل]مخزن نفت برای مخزن خشک در داخل جعبه دنده نصب شده است تا مانع ظاهر دوچرخه نشود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. This region contained the fuel sump tank ...

مترادف sump

چاهک (اسم)
sink , sump
لجن و کثافت (اسم)
sump
استخر اب کثیف (اسم)
sump
چاه یا انبار فاضل اب (اسم)
sump

معنی عبارات مرتبط با sump به فارسی

پمپ چاه مستراح یا چاهک (برای تخلیه ی آن)، تلمبه لجن کشی

معنی sump در دیکشنری تخصصی

sump
[عمران و معماری] چاهک
[زمین شناسی] قعر چاه - چاه زیر زمینی که به سمت پایین حفر می شود. - هرجای از معدن که به صورت نقطه تجمع آب زهکشی استفاده می شود .
[معدن] مخزن آب (آبکشی)
[آب و خاک] چاهک
[خودرو] پیچ تخلیه کارتر
[عمران و معماری] تلمبه چاهکی
[زمین شناسی] پمپ لجن کش
[زمین شناسی] پمپاژ انباره ای
[زمین شناسی] مخزن انبارش ، تانک انبارش
[نفت] مخزن چال
[نفت] حوضچه ی گل درکار
[زمین شناسی] ظرف روغن ، تشتک روغن
[آب و خاک] چاهک پمپ
[عمران و معماری] چاهک تهشینی - چاهک رسوب
[زمین شناسی] چاهک ته نشینی ، چاهکرسوب

معنی کلمه sump به انگلیسی

sump
• drainage ditch, pit into which waste liquid drains; chamber into which motor fluids drain before being recirculation or disposal
• the sump is the place under an engine which holds the engine oil.

sump را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محسن احمدیانی
حوضچه، گودال، محل سرریز مایعات (آب، روغن و ...)، پیت
علی جلالی
در خودرو: کارتل یا کارتر
امیررضا
حوضچه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی sump
کلمه : sump
املای فارسی : سامپ
اشتباه تایپی : سعئح
عکس sump : در گوگل

آیا معنی sump مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )
شبکه مترجمین ایران