برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1470 100 1

summons

/ˈsəmənz/ /ˈsʌmənz/

معنی: احضار، فراخوانی
معانی دیگر: (حقوق) حکم حضور در دادگاه، خواست برگ، احضار نامه، احضاریه، فراخوان، پی فرست، دعوت

بررسی کلمه summons

اسم ( noun )
حالات: summonses
(1) تعریف: a request or demand to do something.
مشابه: call, citation

- The king issued a summons for payment of higher taxes.
[ترجمه ترگمان] پادشاه برای پرداخت مالیات‌های بالاتر احضاریه صادر کرد
[ترجمه گوگل] پادشاه برای پرداخت مالیات بالاتر صادر کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- She refused my summons to come home.
[ترجمه ترگمان] او مرا دعوت کرد که به خانه بازگردم
[ترجمه گوگل] او از احضار من به خانه برگشت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in law, a notice to appear before a court.
مشابه: citation, process

واژه summons در جمله های نمونه

1. He who talks much of his happiness summons grief.
[ترجمه ترگمان]کسی که از شادی و اندوه خود سخن می‌گوید
[ترجمه گوگل]او که بیشتر از شادی او سخن می گوید غم و اندوه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The judge must issue a summons .
[ترجمه ترگمان]قاضی باید حکم احضار را صادر کند
[ترجمه گوگل]قاضی باید احضار کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. She received a summons to appear in court the following week.
[ترجمه ترگمان]او در هفته بعد به دادگاه احضار شد تا در دادگاه حاضر شود
[ترجمه گوگل]او یک احضاریه در هفته بعد در دادگاه دریافت کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I received a summons to the Palace from Sir Robert Fellowes, the Queen's private secretary.
[ترجمه ترگمان]من از سر رابرت Fellowes، منشی خصوصی ملکه، به کاخ احضار شدم
[ترجمه گوگل]من از سر رابرت Fellowes، وزیر امور خارجه ملکه، دعوت نامه ای به کاخ دریافت کردم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف summons

احضار (اسم)
call , invitation , vocation , summons , citation , evocation
فراخوانی (اسم)
calling , summons

معنی summons در دیکشنری تخصصی

summons
[حقوق] احضاریه، قرار جلب

معنی کلمه summons به انگلیسی

summons
• request, demand; notice ordering a person to appear in court
• serve with a summons, order to appear before a court
• a summons is an order to come and see someone; a formal use.
• a summons is also an official order to appear in court.
• if someone is summonsed, they are officially ordered to appear in court.
• see also summon.
answered to summons
• appeared before a court of law, arrived for a hearing
originating summons
• speedy civil trial based on depositions of the sides

summons را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
دست یافتنی
محدثه مُلائی
[حقوق] احضاریّه، قرار جلب

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی summons
کلمه : summons
املای فارسی : سوممنس
اشتباه تایپی : سعئئخدس
عکس summons : در گوگل

آیا معنی summons مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران