برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1681 100 1
شبکه مترجمین ایران

sufficiency

/səˈfɪʃənsi/ /səˈfɪʃənsi/

معنی: قابلیت، شایستگی، کفایت، بسندگی، مقدار کافی
معانی دیگر: بس بودن

بررسی کلمه sufficiency

اسم ( noun )
حالات: sufficiencies
(1) تعریف: the state or condition of being sufficient.
متضاد: insufficiency
مشابه: competence

(2) تعریف: an adequate number or amount.

- a sufficiency of food for the party
[ترجمه ترگمان] مقدار زیادی غذا برای حزب
[ترجمه گوگل] کافی بودن غذا برای حزب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه sufficiency در جمله های نمونه

1. There's a sufficiency of drama in these lives to sustain your interest.
[ترجمه ترگمان]در این زندگی‌ها مقدار زیادی از درام وجود دارد که علاقه شما را حفظ می‌کند
[ترجمه گوگل]برای حفظ علاقه به شما، این درامها به اندازه کافی مناسب است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Our country has sufficiency of natural resources.
[ترجمه ترگمان]کشور ما دارای خودکفایی منابع طبیعی است
[ترجمه گوگل]کشور ما دارای منابع طبیعی کافی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The war has affected the country's economic sufficiency.
[ترجمه ترگمان]این جنگ بر خودکفایی اقتصادی کشور تاثیر گذاشته‌است
[ترجمه گوگل]جنگ بر تأثیر اقتصادی کشور تاثیر گذاشته است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Make sure there a sufficiency of time allowed for the analysis of data.
[ترجمه ترگمان]دقت کنید که زمان زیادی برای تجزیه و تحلیل داده‌ها وجود داشته باشد
[ترجمه گوگل]اطمینان حاصل کنید که زمان لازم برای تجزیه و تحلیل داده ها به اندازه کافی وجود دارد
...

مترادف sufficiency

قابلیت (اسم)
ability , capability , susceptibility , sufficiency
شایستگی (اسم)
ability , sufficiency , competency , competence , merit , suitability , worthiness , aptitude , desert , acceptability , adequacy , pertinence , pertinency , aptness , decency , eligibility
کفایت (اسم)
plenty , sufficiency , competence , adequacy , efficiency , autarchy , autarky
بسندگی (اسم)
sufficiency , adequacy
مقدار کافی (اسم)
sufficiency

معنی عبارات مرتبط با sufficiency به فارسی

خودبسی، خوبسندگی، استغناء، غرور، کف نفس، استغناءطبع

معنی sufficiency در دیکشنری تخصصی

[حسابداری] کافی بودن
[زمین شناسی] بسندگی
[ریاضیات] کفایت، بسندگی، به اندازه ی کافی
[آمار] بسندگی
[عمران و معماری] میزان کارآیی
[ریاضیات] بسندگی مجانبی
[آمار] بسندگی مجانبی
[آمار] بسندگی خطی
[ریاضیات] کیفیت مینیمال
[ریاضیات] اصل کفایت

معنی کلمه sufficiency به انگلیسی

sufficiency
• quality of being sufficient; quantity which is sufficient to the needs of, adequate amount
• if there is a sufficiency of something, there is enough of it; a formal word.
sufficiency test
• examination to see if behavior is enough to cause a result
self sufficiency
• self-sufficiency is the state of being self-sufficient.

sufficiency را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Reza Rostami
مالیت داشتن
موسی
1. However, it was not possible for the smaller countries of the region to achieve self sufficiency.
با این وجود دستیابی به خودکفایی برای کشورهای کوچکتر منطقه امکان پذیر نبود.
2. This raises the question of how primates are able to locate a sufficiency of ripe fruits each day.
این سوال را مطرح می کند که چگونه پستانداران قادر به یافتن کافی میوه های رسیده در هر روز هستند.
3. In contrast, economic sufficiency emerged as a significant theme when the adolescents were asked to describe their ideal lives.
در مقابل ، هنگامی که از نوجوانان خواسته شد زندگی ایده آل خود را توصیف کنند ، کفایت اقتصادی به عنوان یک موضوع مهم مطرح گردید.
4. I literally have scraped the bottom of the barrel in my life but you learn a self sufficiency.
من در زندگی ام به معنای واقعی کلمه پایین بشکه را خراشیده ام اما شما خودکفایی را یاد می گیرید.
5. We need to diversify our agriculture towards self sufficiency subsistency.
ما باید کشاورزی خود را به سمت معیشت خودکفایی متنوع کنیم.
6. It is a great thing to be able to trust God before the sons of men, to confess His sufficiency for our every exigence.
این چیز بزرگی است که بتوانیم قبل از فرزندان انسان به خدا اعتماد کنیم ، و به شایستگی او برای هر ضرورتی اعتراف کنیم.

Sufficiency= کفایت،کافی،شایستگی،بسندگی
Self-Sufficiency= خودکفایی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی sufficiency

کلمه : sufficiency
املای فارسی : سوففیکینکی
اشتباه تایپی : سعببهزهثدزغ
عکس sufficiency : در گوگل

آیا معنی sufficiency مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )