برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1405 100 1

suckling

/ˈsəkl̩ɪŋ/ /ˈsʌkl̩ɪŋ/

معنی: کودک شیر خوار
معانی دیگر: (بچه انسان یا جانور) شیرخوار، شیرخواره، رضیع، سرجان ساکلینگ (شاعر انگلیسی)، طفل رضیع

بررسی کلمه suckling

اسم ( noun )
• : تعریف: a young child or animal that has not yet been weaned.

واژه suckling در جمله های نمونه

1. suckling is an instinct in mammals
شیر خوردن از پستان (مادر) غریزه‌ی جانوران پستاندار است.

2. We watched the cow suckling her calves.
[ترجمه ترگمان]دیدیم که گاو گوساله بچه‌اش را بغل می‌کند
[ترجمه گوگل]ما تماشا کردیم که گوساله را شیرین کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Suckling is an instinct in mammals.
[ترجمه ترگمان]ساکلینگ به نوعی غریزه در پستانداران است
[ترجمه گوگل]Suckling غریزه در پستانداران است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. A young woman suckling a baby is one of life's most natural and delightful scenes.
[ترجمه ترگمان]یک زن جوان در حال شیر دادن بچه است، یکی از جالب‌ترین و natural صحنه‌های زندگی است
[ترجمه گوگل]یک زن جوان که یک کودک شیرین است یکی از صحنه های طبیعی و لذت بخش زندگی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The main course of the feast was roast suckling pig.
[ترجمه ترگمان]مسیر اصلی جشن کباب شده بود
[ترجمه گوگل ...

مترادف suckling

کودک شیر خوار (اسم)
suckling

معنی suckling در دیکشنری تخصصی

suckling
[علوم دامی] شیر خواری

معنی کلمه suckling به انگلیسی

suckling
• infant or young animal that is not yet weaned
suckling child
• child who is breast fed

suckling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
شیرآوری
ف.پ
بچه ی میمون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی suckling
کلمه : suckling
املای فارسی : سوککلینگ
اشتباه تایپی : سعزنمهدل
عکس suckling : در گوگل

آیا معنی suckling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )