برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

succeeded

واژه succeeded در جمله های نمونه

1. he succeeded in keeping his stamp collection entire and even to augment it
او موفق شد که مجموعه‌ی تمبر خود را بی کم و کاست حفظ کند و حتی بر آن بیافزاید.

2. i succeeded because of you
تو موجب موفقیت من بودی.

3. she succeeded in enlarging her fortune
او موفق به زیاد کردن دارایی خود شد.

4. she succeeded in snagging a rich husband
موفق شد که شوهر پولداری را به تور بزند.

5. he has succeeded in rehabilitating the memory of his disgraced father
او در اعاده‌ی حیثیت پدر آبروریز شده‌اش توفیق یافته است.

6. his attempt succeeded
کوشش او موفقیت آمیز بود.

7. they recently succeeded in exploding an atomic bomb
اخیرا موفق به منفجر کردن یک بمب اتمی شدند.

8. ultimately he succeeded
سرانجام کامیاب شد.

9. a plan that succeeded
نقشه‌ای که موفقیت آمیز بود

10. the events that succeeded the war
وقایعی که پس از جنگ روی داد

11. the project has succeeded beyond our expectation
طرح،بیش از حد انتظار ما موفقیت آمیز بوده است.

12. usually eldest sons succeeded their ...

succeeded را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

زهرا
موفق شدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر


آیا معنی succeeded مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )