برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1647 100 1
شبکه مترجمین ایران

substrate

/ˈsəbˌstret/ /ˈsʌbstreɪt/

معنی: لایه، زیر لایه، سفره، شکل فرعی
معانی دیگر: گوهر مایه، رجوع شود به: substratum

بررسی کلمه substrate

اسم ( noun )
(1) تعریف: see substratum.

(2) تعریف: in biochemistry, a substance affected by enzyme activity.

واژه substrate در جمله های نمونه

1. Substrate can consist of fine gravel, aquarium sand or powdered lava.
[ترجمه ترگمان]Substrate می‌تواند شامل ماسه‌های نرم، ماسه آکواریوم و یا lava پودر شده باشد
[ترجمه گوگل]بستر می تواند شامل ماسه خوب، ماسه آکواریوم یا گدازه پودری باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The substrate is a total cDNA library.
[ترجمه ترگمان]زیر لایه یک کتابخانه cDNA کل است
[ترجمه گوگل]بستر یک کتابخانه کامل cDNA است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. A gravel substrate will also help, using a fine grade to avoid the fry getting stuck.
[ترجمه ترگمان]یک بس‌تر شنی با استفاده از نمره خوب برای جلوگیری از گیر کردن آتش، کمک خواهد کرد
[ترجمه گوگل]بستر ماسه نیز به شما کمک می کند با استفاده از یک درجه خوب برای جلوگیری از گیر کردن سرخ شدن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. It's also available in a crushed substrate form.
[ترجمه ترگمان]همچنین در شکل زیر لایه شکسته نیز موجود است
[ترجمه گوگل]این نیز در شکل سوبسترا خرد شده است
[ترجمه شما ...

مترادف substrate

لایه (اسم)
stratum , leaf , riband , strand , lamella , layer , pad , substrate , padding , ribband
زیر لایه (اسم)
substratum , substrate , undercoat
سفره (اسم)
table , tablecloth , substrate , table linen
شکل فرعی (اسم)
substrate

معنی substrate در دیکشنری تخصصی

substrate
[شیمی] جزء مورد عمل
[عمران و معماری] لایه زیرین - زیر آشکوب
[کامپیوتر] لایه .
[برق و الکترونیک] زیر لایه ، زیر بنا - زیر ساخت 1. پولکی که در تولید سیلیسیم ، گالیم آرسنید یا نیمرساناهای دیگر ، روی آن همه قطعات فعال و غیر فعال ساخته می شوند. 2. درمدار سازی هیبرید ، پولک سرامیکی ( مانند آلومین) که همه رساناها روی آن ساخته می شوند و در بعضی از هیبریدها ، مقاومتها و خاطنها نیز روی آن ساخته می شوند. 3. پولک شیشه ای در صفحه های نمایش بلوری مایع ( LCD ) که الکترودها روی ان ساخته می شوند. 4. برد مداری که همه قطعات روی آن قرار داده و / یا متصل می شوند ، معمولاً ورقه ای از فایبرگلاس اپوکسی ( GFE ) است.
[نساجی] ترکیب اولیه - آماده رنگ شدن - کالایی که رنگ و یا مواد کمکی روی آن عمل می شود - جزء مورد واکنش
[خاک شناسی] لایه زیرین
[پلیمر] سوبسترا، فاز استخراج شده، بستر، زمینه
[نساجی] تاثیر نوع جنس
[برق و الکترونیک] زیر ساخت پلی متیل متاکربلیت لایه حفاظتی از ماده پلاستیکی که برا ی ساخت دیسکهای ویدئویی نوری به ار می رود .
[برق و الکترونیک] زیر ساخت یاقوتی یاقوت ترکیبی که به عنوان پایه عایق غیر فعال به کار می رود . می توان سیلیسیم را روی یاقوت رشد داد و سپس قسمتهای انتخاب شده را زدود تا قطعات حالت جامدی مانند ترانزیستورهای اثر میدان سیلیسیم روی یاقوت و مدارهای مجتمع ساخته می شوند .

معنی کلمه substrate به انگلیسی

substrate
• substance upon which an enzyme acts (in a biochemical reaction); substratum, layer that lies beneath another

substrate را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ahad_ns
بستر
ms
لایه
sahar
سوبسترا
محمداسحاق
زیر لایه
دکتر ع.س
سطح
m
ماده واکنش دهنده با پروتئین(زیست شناسی)
m.javid
پیش ماده
پیمان عطایی
درونمایه
گوهر وجودی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی substrate

کلمه : substrate
املای فارسی : سوبسترا
اشتباه تایپی : سعذسفقشفث
عکس substrate : در گوگل

آیا معنی substrate مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )