برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1617 100 1
شبکه مترجمین ایران

subsidization

/ˌsəbsədəˈzeɪʃn̩/ /ˌsʌbsɪdaɪˈzeɪʃn̩/

معنی: کمک مالی

واژه subsidization در جمله های نمونه

1. Obtaining the church post and accepting the subsidization from many significant characters in the church were the major financial sources which Petrarch depended on.
[ترجمه ترگمان]به دست آوردن پست کلیسا و پذیرش سیستم یارانه‌ای بسیاری از شخصیت‌های مهم در کلیسا، منابع مالی مهمی بودند که پترارک به آن وابسته بود
[ترجمه گوگل]دریافت منابع کلیسا و پذیرش یارانه از بسیاری از شخصیت های برجسته در کلیسا، منابع اصلی مالی بود که پترارچ وابسته به آن بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Subsidization could reduce the problems of underproduction as well as overproduction.
[ترجمه ترگمان]Subsidization می‌تواند مشکلات of و تولید بیش از حد را کاهش دهد
[ترجمه گوگل]Subsidization می تواند مشکلات کم تولید و همچنین تولید بیش از حد را کاهش دهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The subsidization of fertilizers and other inputs seem to be inclear retreat throughout the developing country.
[ترجمه ترگمان]به نظر می‌رسد که سیستم subsidization کننده کود و سایر ورودی‌ها در سراسر کشور در حال توسعه عقب‌نشینی می‌کنند
[ترجمه گوگل]یارانه های کود و دیگر مواد اولیه به نظر می رسد عقب ماندگی در سراسر کشور در حال توسعه است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف subsidization

کمک مالی (اسم)
subsidy , subvention , subsidization

معنی کلمه subsidization به انگلیسی

subsidization
• financial assistance, grant; money acquired as a subsidy (also subsidisation)

subsidization را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mohammad
یارانه‌دهی، پرداخت یارانه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی subsidization

کلمه : subsidization
املای فارسی : سوبسیدیزتین
اشتباه تایپی : سعذسهیهظشفهخد
عکس subsidization : در گوگل

آیا معنی subsidization مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )