برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1398 100 1

subordination

/səˌbɔːrdəˈneɪʃn̩/ /səˌbɔːdɪˈneɪʃn̩/

معنی: تبعیت، مادونی، اطاعت، فرمان برداری، مرئوسی
معانی دیگر: وابسته سازی، پیروسازی، تابع سازی، فرعی سازی، (نادر) استیلا، انتقاد، منکوب سازی

واژه subordination در جمله های نمونه

1. For members of socially subordinate groups, subordination remains salient even though superordinates are not immediately present.
[ترجمه ترگمان]برای اعضای گروه‌های تابع اجتماعی، این تبعیت هنوز برجسته باقی می‌ماند اگر چه superordinates در حال حاضر نیستند
[ترجمه گوگل]برای اعضای گروه های اجتماعی تحت تسلط، فرمانروایی همچنان برجسته است، گرچه پرچم ها بلافاصله حضور ندارند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Subordination of another kind may be discerned in the works of Thomas Aquinas.
[ترجمه ترگمان]Subordination از نوع دیگر در آثار توماس آکویناس، تشخیص داده می‌شود
[ترجمه گوگل]وابستگی نوع دیگری ممکن است در آثار توماس آکویناس قابل تشخیص باشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Another method of subordination is a prohibition on repayment of the debt whilst other creditors remain unpaid.
[ترجمه ترگمان]روش دیگر اطاعت، ممنوعیت بازپرداخت بدهی است در حالی که طلبکاران دیگری پرداخت‌نشده باقی می‌مانند
[ترجمه گوگل]روش دیگر وابستگی ممنوعیت بازپرداخت بدهی است در حالیکه دیگر طلبکاران باقی نمی ماند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. In ...

مترادف subordination

تبعیت (اسم)
amenability , adherence , subordination , allegiance , citizenship , dependence , dependency , vassalage , citizenry
مادونی (اسم)
inferiority , subordination
اطاعت (اسم)
submission , obedience , subordination , subjugation
فرمان برداری (اسم)
submission , obedience , subordination
مرئوسی (اسم)
subordination

معنی کلمه subordination به انگلیسی

subordination
• act of subordinating; state of being inferior to, state of being secondary in importance; subjugation, state of being under the authority of another

subordination را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ولی سلطانی‌مسیح
پیروی(ریاضیات)
مزگی نژاد
در منطق: تداخل
مرتضی بزرگیان
زیر دستی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی subordination
کلمه : subordination
املای فارسی : سوبردینتین
اشتباه تایپی : سعذخقیهدشفهخد
عکس subordination : در گوگل

آیا معنی subordination مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )