برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1466 100 1

stuffed animal

بررسی کلمه stuffed animal

اسم ( noun )
• : تعریف: a soft toy made in the shape of an animal, filled with material such as synthetic or natural fibers, small beans, or tiny plastic pellets.

- Her giraffe and her teddy bear are my daughter's favorite stuffed animals.
[ترجمه جواد حاجیلو] زرافه و بچه خرس عروسکی دخترم, حیوانات عروسکی مورد علاقش هستند
|
[ترجمه کیمیا] زرافه و بچه خرس دختر من عروسک های مورد علاقه ی او هستند
|
[ترجمه ترگمان] زرافه و خرس تدی حیوانات مورد علاقه دختر من هستند
[ترجمه گوگل] زرافه او و خرس عروسکی او، حیوانات مورد علاقه دختر من هستند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

معنی کلمه stuffed animal به انگلیسی

stuffed animal
• furry toy animal, animal skin that has been filled with stuffing

stuffed animal را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

رخشانی
حیوانات مصنوعی
M.N
حیوانات عروسکی
ارا الیاسی
حیواناتی که با الیاف طبیعی یا مصنوعی پر شده اند .
M.Zhian
حیوانات عروسکی
Zhian
حیوانات عروسکی
Zhian
حیوانات عروسکی
نیما وکیل زاده
حیوانات عروسکی پارچه ای که از منسوجات و الیاف نرم پر شده اند که در آغوش گرفتن آنها توسط کودکان لذت بخش است.
.P.Y
حیواناتی که با الیاف پر شده اند
Amirreza
حیوان شکم پر
آریا
The dolls thoes made by some thing that is so soft and cuty
كامليا
عروسك حيواني شكم پر
كامليا
حيوان اليافي
kpop
عروسک ب شکل حیوان ، حیوان مصنوعی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی stuffed animal مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )
شبکه مترجمین ایران