برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1624 100 1
شبکه مترجمین ایران

studio

/ˈstuːdiˌoʊ/ /ˈstjuːdɪəʊ/

معنی: کارگاه، کارگاه هنری، کارخانه، هنرکده، پیشه گاه، اتاق کار
معانی دیگر: (به ویژه عکاسی یا نقاشی یا موسیقی) کارگاه، استودیو، آتلیه، هنرگاه، اتاق آموزش رقص یا موسیقی، شرکت فیلمبرداری، کارگاه فیلمبرداری، موسسه ی سینمایی، (در ایستگاه رادیو یا تلویزیون) اتاق پخش، اتاق ضبط

بررسی کلمه studio

اسم ( noun )
حالات: studios
(1) تعریف: the workroom or workshop of an artist.

(2) تعریف: a photographer's shop.

(3) تعریف: a place in which a performing art is studied or developed.

- an actor's studio
[ترجمه پارس] استودیوی بازیگر
|
[ترجمه ترگمان] استودیو بازیگر
[ترجمه گوگل] استودیو بازیگر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: a specially equipped room, suite, or building in which films, records, radio or television programs, or the like are produced or broadcast.

(5) تعریف: a one-room apartment with a separate bathroom.
مشابه: single

واژه studio در جمله های نمونه

1. A large crowd was gathered outside the studio.
[ترجمه مبینا] مردمان زیادی در بیرون استودیو بودند
|
[ترجمه Yaroo] افراد زیادی در بیرون استودیو بودند
|
[ترجمه فاطیما] جمعیت زیادی در خارج استودیو بودند
|
[ترجمه ترگمان]جمعیت کثیری در بیرون استودیو جمع شده‌بودند
[ترجمه گوگل]جمعیت بزرگی در خارج از استودیو جمع آوری شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The film studio is transferring to Hollywood.
[ترجمه Mobina] مردمان بسیار زیادی در بیرون استودیو بودند|
...

مترادف studio

کارگاه (اسم)
atelier , workshop , shop , studio , detective , workhouse , manufactory , workroom
کارگاه هنری (اسم)
atelier , studio
کارخانه (اسم)
firm , work , mill , studio , workhouse , plant , factory , manufactory , housework
هنرکده (اسم)
studio
پیشه گاه (اسم)
studio
اتاق کار (اسم)
workshop , studio , workroom

معنی عبارات مرتبط با studio به فارسی

نیمکت تختخوابی، نیمکت قابل تبدیل به بستر، کاناپه ی تختخوابی
نقاشخانه
عکاسخانه
عکاس خانه

معنی studio در دیکشنری تخصصی

[سینما] استودیو (واژه ایتالیایی ) - کارگاه (واژه ایتالیایی )
[برق و الکترونیک] استودیو اتاقی که برنامه های رادیویی یا تلویزیونی در آن تولید می شود .
[سینما] دوربین استودیو (واژه ایتالیایی ) - دوربین استودیویی / دوربین کارگاهی
[سینما] مجتمع کارگاهی
[سینما] دکور
[سینما] تدوین استودیویی
[سینما] مسؤولین اجرایی استودیو
[سینما] مدیر صحنه استودیو
[سینما] لامپ صحنه
[سینما] فیلمبرداری کارگاهی
[سینما] نمای کارگاهی
[سینما] استودیوی مرده یابی پژواک
[سینما] کارگاه دوبلاژ - استودیوی دوبلاژ
[سینما] استودیوی سینمایی
Motion Picture Stu ...

معنی کلمه studio به انگلیسی

studio
• artist's workroom; place where an art form is studied; rooms specially equipped for radio or television broadcast; place where motion pictures are made; place equipped for musical recordings
• a studio is a room where a painter or photographer works.
• a studio is also a room or building where radio or television programmes, films, or records are made.
• a studio, studio apartment, or studio flat is a small flat, usually with one room for living and sleeping in and a small kitchen and bathroom.
studio apartment
• apartment made up of one large room that can be used as a work room
studio audience
• a studio audience is a group of people who are in a television or radio studio and who are watching while a programme is being made. their clapping and laughter and the things they say are recorded as part of the programme.
studio couch
• sofa bed, couch which can be made into a bed, pull-out couch
studio flat
• apartment made up of one large room that can be used as a work room
broadcasting studio
• studio which transmits television or radio programs over the airwaves
dance studio
• place in which dance is studied and choreographed
• a dance studio is a place where people pay to learn how to dance.
film studio
• building designed and equipped for the making of movies
recording studio
• special place that is intended for the production of records
tv studio
• studio where television programs are filmed edited and broadcast

studio را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ebi
اتاق نمایش

شرکت فیلم سازی
شبنم و پروشات
كارهاي چوبي و چاپ
shiva_sisi‌
اتاق فیلم سازی
shiva_sisi‌
شرکت فیلم سازی
....f....
(به ویژه عکاسی یا نقاشی یا موسیقی) کارگاه، استودیو، آتلیه، هنرگاه، اتاق آموزش رقص یا موسیقی، شرکت فیلمبرداری، کارگاه فیلمبرداری، موسسه ی سینمایی، (در ایستگاه رادیو یا تلویزیون) اتاق پخش، اتاق ضبط
کارگاه، کارگاه هنری، کارخانه، هنرکده، پیشه گاه، اتاق کار
محمد ولی زاده
A place where TV programs and movies are made
مهشید صمدی
Aplase were tv programs and movies are made
کانون زبان ایران
A
استودیو
مبینا دهقانی
استودیو ی ضبط فیلم.
کانون زبان ایران��
A place where TV programs and movie are made
مهدی کریمی اصل
سوئیت
امین جهانگرد
آپارتمانی که کلا یک اتاقه یعنی تخت خواب،آشپزخانه تلویزیون و ... در یک اتاق قرار میگیرند.
ladybug
استودیوی که در ان برنامه های تلویزیونی و فیلم و.......... ضبط میشود
به این کلمه درReach 1اشاره شده است:
a pace where TV programs and movies are made
اگه خوب بود لطفا لایک کنید.
زبان امورزی از کانون زبان ایران
Hana
.استودیوی ظبط فیلم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی studio

کلمه : studio
املای فارسی : استودیو
اشتباه تایپی : سفعیهخ
عکس studio : در گوگل

آیا معنی studio مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )