برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1528 100 1
شبکه مترجمین ایران

strike off

/ˈstraɪkˈɒf/ /straɪkɒf/

1- (با ضربه) جدا کردن، قطع کردن، انداختن 2- حذف کردن، (از متن) زدن، بی زحمت ایجاد شدن، بی زحمت درست کردن

واژه strike off در جمله های نمونه

1. I'll strike off his head, if he dare come here.
[ترجمه امید جوزانی] اگر جرأت کرد اینجا بیاید، سرش را از دست می دهد.
|
[ترجمه ترگمان]اگر جرات کند به اینجا بیاید، من سرش را پایین می‌اندازم
[ترجمه گوگل]اگر جرأت آورد اینجا بیاید، سرم را از دست می دهم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The committee has decided to strike off his name from the list.
[ترجمه امید جوزانی] کمیته تصمیم گرفت، نام او را از لیست حذف کند.
|
[ترجمه ترگمان]این کمیته تصمیم گرفته‌است که نام خود را از فهرست حذف کند
[ترجمه گوگل]این کمیته تصمیم گرفته است نام خود را از لیست حذف کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. I don't want to see her. Strike off her name.
...

معنی عبارات مرتبط با strike off به فارسی

معنی strike off در دیکشنری تخصصی

strike off
[حقوق] حذف پرونده از دفتر دادگاه (به دلیل عدم صلاحیت دادگاه)
[ریاضیات] خط کش صاف کن
[حقوق] ممنوع الوکاله کردن وکیل، تعلیق جواز وکالت وکیل توسط دادگاه

strike off را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

امین سینی‌چی
برکنار کردن؛ اخراج کردن

be struck off (British English):
if a doctor, lawyer etc is struck off, their name is removed from the official list of people who are allowed to work as doctors, lawyers etc.
اسما
محروم كردن مثل محروم كردن از ارث
struck off the will

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی strike off

کلمه : strike off
املای فارسی : استرایک آاف
اشتباه تایپی : سفقهنث خبب
عکس strike off : در گوگل

آیا معنی strike off مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )