برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1642 100 1
شبکه مترجمین ایران

stressor

/ˈstrɛsər/ /ˈstrɛsər/

واژه stressor در جمله های نمونه

1. Stressors can also be negative events, like dealing with an irate boss, getting stuck in traffic, or undergoing surgery.
[ترجمه ترگمان]Stressors همچنین می‌توانند رویداده‌ای منفی باشند، مانند برخورد با یک رئیس خشمگین، گیر افتادن در ترافیک و یا تحت عمل جراحی
[ترجمه گوگل]استرس می تواند رویدادهای منفی نیز باشد، مثل برخورد با یک رئیس فریبنده، درگیر شدن در ترافیک یا انجام عمل جراحی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Some of these testimonies have to do with stressors that employers are inflicting on people.
[ترجمه ترگمان]برخی از این testimonies باید با عوامل استرس زا که کارفرمایان به مردم تحمیل می‌کنند انجام دهند
[ترجمه گوگل]بعضی از این شهادت ها مربوط به عوامل استرسزا است که کارفرمایان در معرض افراد قرار می دهند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Stressors of all kinds can elevate blood pressure and induce sudden constriction of the coronary arteries.
[ترجمه ترگمان]بسیاری از انواع مختلف می‌توانند فشار خون را بالا بیاورند و فشار ناگهانی عروق کرونر را تشدید کنند
[ترجمه گوگل]انواع فشارهای مختلف می توانند فشار خون را افزایش دهند و باعث انقباض ناگهانی عروق کرونر شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه stressor به انگلیسی

stressor
• something that causes stress, something that causes tension

stressor را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حسن
استرس زا
shadi
فشار اورنده
سارا مرادخانی
Some thing that leads to stress
سعید ترابی
عامل استرس
bz
استرس آور
erfan eleman
تنش زا
Zahra
محرک تنش زا
حمزه امیری
عامل استرس زا
رهگذر
عامل موجد استرس
عامل تنش زا
مریم
عوامل تنش زا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی stressor مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )