برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1653 100 1
شبکه مترجمین ایران

stream

/ˈstriːm/ /striːm/

معنی: جریان، نهر، جوی، جماعت، رود، مسیل، ساطع کردن، بطور کامل افراشتن، جاری شدن
معانی دیگر: جویبار، کملکان، کوران، وزش، آبگشت، سیاله، روندگی، (نور) اشعه، فروغ، (ترافیک و غیره) زنجیره، کاروان طولانی، (رویداد و غیره) سلسله، رشته، (مثل جوی) جاری شدن، جریان یافتن، روان شدن یا کردن، بیرون دادن، جاری کردن، لبریز کردن یا شدن، سرازیر شدن، موج زدن، (دائما یا به طور یکنواخت) حرکت کردن، جنبیدن، تکان خوردن، با سرعت حرکت کردن، یورش بردن، زبانه کشیدن، (مثلا پرچم) به اهتزاز درآمدن، (انگلیس - آموزش) دسته ی دانش آموزان همتراز، بر حسب استعداد و سواد طبقه بندی کردن، بطورکامل افراشتن پرچم

بررسی کلمه stream

اسم ( noun )
(1) تعریف: a usually small, flowing body of water, such as a brook, creek, or rivulet.
مترادف: brook, creek
مشابه: branch

(2) تعریف: a steady flow, as of a substance, esp. liquid, or of people.
مترادف: flow, river
مشابه: issue, pour

- a stream of molten lava
[ترجمه ترگمان] جویباری از سنگ‌های مذاب مذاب
[ترجمه گوگل] یک جریان گدازه ریخته گری
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- a stream of fans coming up to the stage
[ترجمه ترگمان] جریانی از طرفداران به روی صحنه می‌آمدند
[ترجمه گوگل] یک جریان از طرفداران تا مرحله
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: a continuous or successive flow of anything.
مترادف: flow
مشابه: issue, pour

- a stream of criticism
[ترجمه ترگمان] یک سلسله انتقادات،
[ترجمه گوگل] جریان انتقاد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه stream در جمله های نمونه

1. a stream of blood
جویی از خون

2. a stream of cars
زنجیره‌ای از اتومبیل

3. a stream of cold air
جریان هوای سرد

4. a stream of complaints
سیلی از شکایات

5. a stream of events
یک سلسله حوادث

6. a stream of light
ستونی از نور

7. mother stream
جویبار اصلی

8. on stream
در دست تولید،مشغول به کار یا تولید یا فعالیت

9. a clear stream was islanding a black rock
جویبار شفافی که صخره‌ی سیاهی را به صورت جزیره درآورده بود

10. a gentle stream
نهر ملایم (دارای جریان آهسته)

11. a mountain stream
جویبار کوهستانی

12. a smooth stream
نهر روان

13. a subglacial stream
نهر زیر یخرود

14. a wandering stream
یک نهر پر پیچ و خم

15. nearby, the stream babbled softly
...

مترادف stream

جریان (اسم)
inset , ooze , flow , progress , fluor , action , current , stream , course , going , income , rede , afflux , circulation , circuit , gush , effluvium , efflux , outflow , tide
نهر (اسم)
stream , arroyo , creek , raceway , dyke , dike , slough , graben
جوی (اسم)
cut , rush , stream , kennel , gutter , runnel
جماعت (اسم)
stream , meeting , crowd , congregation , posse
رود (اسم)
stream , flood , river
مسیل (اسم)
stream , ravine , watercourse
ساطع کردن (فعل)
stream
بطور کامل افراشتن (فعل)
stream
جاری شدن (فعل)
pour , rill , stream , run , trill , flux , disembogue , gush , emanate

معنی عبارات مرتبط با stream به فارسی

روز کاریاگردش ماشین
(روانشناسی) سیلان ذهن، روانگی آگاهی، (ادبیات - بیان افکار و برداشت های شخصیت های داستان) خاطر نمایی، جریان فکر، تسلسل روانی سبک نویسندگی
بر ضد جریان اب
به سمت بالا (یا پایین) رودخانه رفتن، بالارود (یا پایین رود) رفتن
گلف استریم (جریان مداوم آبهای گرم خلیج مکزیک در امتداد ساحل شرقی آمریکای شمالی و سپس به سوی شرق و سواحل غربی اروپای شمالی - به خاطر این جریان است که هوای اروپای غربی تا اندازه ای تعدیل می شود)، جریان خلیج مکزیک، وزانه ی گلف
سرچشمه رودخانه
(جغرافی و هواشناسی: بادهای تندی که از غرب به شرق کره زمین در ارتفاع 12 تا 16 کیلومتری می وزند) وزانه ی جت جت استریم، تند باد
در دست تولید، مشغول به کار یا تولید یا فعالیت، درحال فعالیت، در حال عمل، درعمل
مسیل خروجی
خلاف جهت رودخانه حرکت کردن، خلاف رسم یا خواسته ی مردم و غیره عمل کردن
در جهت موافق (یا مخالف) جریان رود حرکت کردن
third ...

معنی stream در دیکشنری تخصصی

stream
[عمران و معماری] آبراهه - جریان - جویبار - رود - نهر - روانه - رودخانه - جریان آب - جاری شدن - جریان یافتن
[کامپیوتر] جاری کردن ؛ سرازیرشدن - 1- ( اسم) در زبان ++ Lisp , C و زبانهای کامپیوتری دیگر ، فایل یا دستگاهی که در هر زمان می توان یک کاراکتر از آن خواند یا نوشت . مثلاً مانیتور و صفحه کلید می توانند چنین باشند. 2- ( فعل ) حرکت دادن مداوم نوار و عبور دادن آن از زیر یک هد خواندن - نوشتن.
[برق و الکترونیک] جریان ، جاری شدن
[مهندسی گاز] جریان ، جاری شدن
[زمین شناسی] رودخانه ، رود (آبراهه) - واژه کلی برای جریان آب درون یک مجرای طبیعی. بنابراین از جویبار کوچک گرفته تا رودخانه های بزرگ رود محسوب می شوند. -
[ریاضیات] جریان
[آب و خاک] رود ، نهر، رودخانه
[عمران و معماری] اندازه گیری آبراهه
[آب و خاک] کناره،ساحل رود
[آب و خاک] بریدگی دیواره رودخانه
[آب و خاک] فرسایش کناره ای
[عمران و معماری] بستر آبراهه
[آب و خاک] بستر رود
[آب و خاک] فرسایش بستر رود
[عمران و معماری] آسه آبراهه - محور رودخانه
[آب و خاک] کف کنی
[زمین شناسی] رسوبگذاری رود ...

معنی کلمه stream به انگلیسی

stream
• brook, creek, river; flow of water or other liquid; constant outpouring
• flow; pour out from; arrive in large numbers; flow freely; blow, wave; emit beams of light
• a stream is a small, narrow river.
• you can refer to a regular flow of people or things as a stream.
• if people, vehicles, or liquids stream somewhere, large numbers or amounts of them move there in a steady flow.
• when light streams into a place, it shines into it strongly.
• a stream in a school is a group of children of the same age and ability who are taught together.
• to stream pupils means to teach them in groups according to their ability.
• see also streaming.
stream line
• imaginary line that seems to exist when looking at the lower points between two areas
stream of consciousness
• perception of thought as a series of conditions which flow with time (psychology); recording of a series of thoughts on paper without any chronological or syntactical order (literature)
air stream
• flow of air around an object in flight
bit stream
• continuous flow of data without separations between characters that is transmitted via a communications channel (computers)
blood stream
• current of blood, steady flow of blood
click stream
• recorded list of links to every web page a user visited while connected to the internet
ever flowing stream
• stream that never stops flowing
float with the stream
• move along with the flow
gulf stream
• body of water in the atlantic ocean that flows from mexico to europe and i ...

stream را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ریحانه
رود ،جوی
پیمان
منتهی شدن و رسیدن
The river steams to the ocean
با شدت بیرون دادن یا خارج شدن
before answering, the suspect steamed a cloud of cigarette smoke
/Heat steamed from the pipe/
A.A
To go with the stream
همرنگ جماعت شدن
علی
طوفان
حسن امامی
نهر کوچک آب - از رود خیلی کوچکتر است
رود = River
نهر کوچک = Stream
محمد جواد سالاری
نشت کردن
علی
رود کوچک،جوی
جهان
موج، فوج
رها اردشیری
رود خانه کوچک
Sara
گروه بندی کردن دانش آموزان بر اساس توانایی هایشان
Amirreza 2000A
جریان تند
فرداد
to listen to or watch sound or video on a computer directly from the internet rather than downloading it and saving it first
Amir .g
علاوه بر همه ی این ها استریم به معنی گذاشتن ویدو انلاین از بازی کردن ، که به کسایی که این کار رو میکنن استریمر میگن
aram
(نور) تابیدن
Ali0111
طی کردن
رهگذر
جریان
زنجیره
محمدرضا باقری
تماشاکردن چیزی ازطریق اینترنت
محسن پاشنا
وقتی شما فیلم یا آهنگی را از طریق اینترنت استریم میکنید، در عین اینکه دارید اون رو میبینید و استفاده میکنید دانلود هم میکنید. بجای اینکه بصورت یک فایل کلی دانلود کنید
نیما چوبین
گوش کردن به آهنگ (یا هر فایل صوتی) یا دیدن فیلم مستقیما از اینترنت به جای دانلود (بارگیری) و ذخیره کردن‌شون.
Misagh
N:جریان،رود کوچک،زنجیره
Mr. MHMD
در علم پزشکی، به معنای جریان می باشد؛ مانند blood stream ( به معنای جریان خون).
ناری
سیر - روند
صفا
دنبال کردن
پشتیبانی کردن
همراهی کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stream

کلمه : stream
املای فارسی : استریم
اشتباه تایپی : سفقثشئ
عکس stream : در گوگل

آیا معنی stream مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )