برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1685 100 1
شبکه مترجمین ایران

stop down


(دوربین عکاسی) دیافراگم را بستن

واژه stop down در جمله های نمونه

1. You should stop down if you want to take a good photo.
[ترجمه ترگمان]اگه میخوای یه عکس خوب بگیری باید تمومش کنی
[ترجمه گوگل]اگر می خواهید یک عکس خوب بگیرید، باید متوقف شوید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He has stopped down,and now he seems better.
[ترجمه ترگمان]اون پایین اومده و حالا به نظر بهتر میاد
[ترجمه گوگل]او متوقف شده است، و در حال حاضر او به نظر می رسد بهتر است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. If you've ended up with 2 secs. stop down and repeat until you get something more useful.
[ترجمه ترگمان]اگر با ۲ ثانیه سر و کار داشته باشید صبر کنید و تکرار کنید تا چیزی مفیدتر از این پیدا کنید
[ترجمه گوگل]اگر شما با 2 ثانیه به پایان رسید متوقف کردن و تکرار تا زمانی که شما چیزی مفید تر دریافت کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He moves his stop down to 30.
[ترجمه ترگمان] اون تا ۳۰ دقیقه دیگه کارش رو تموم میکنه
[ترجمه گوگل]او توقف خود را تا 30 ساله می کند
[ترجمه شما] ...

stop down را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

داود رمضانی
بین ایستادن و خم شدن مکثی کردن(تمارض کردن)
تظاهر به خم شدن به قصد فریب
ادای یه کاری را درآوردن و کار دیگری کردن
مثال:If the batter were really smart
he'd stoop down and fool the pitcher
اگه"بتر"واقعا باهوش بود به قصد خم شدن"پیچر"رو فریب میداد."بتر"و"پیچر"اصطلاحات بازی بیسبال است(به ترتیب یعنی چوب زن و ضربه گیر)

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی stop down

کلمه : stop down
املای فارسی : استاپ‌ دون
اشتباه تایپی : سفخح یخصد
عکس stop down : در گوگل

آیا معنی stop down مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )