برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1724 100 1
شبکه مترجمین ایران

stigmatize

/ˈstɪɡməˌtaɪz/ /ˈstɪɡmətaɪz/

معنی: خوار کردن، لکه دار کردن، نشان دار کردن، داغ ننگ زدن بر
معانی دیگر: بد نام کردن، ننگین کردن، انگ (چیزی را به کسی یا چیزی) زدن، داغ زدن، خال دار (یا نقطه دار یا لکه دار و غیره) کردن، داه ننگ زدن بر

بررسی کلمه stigmatize

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: stigmatizes, stigmatizing, stigmatized
مشتقات: stigmatization (n.), stigmatizer (n.)
(1) تعریف: to label or brand as disgraceful or shameful.
مشابه: anathematize, brand, stain

- Being of mixed parentage stigmatized the child in that community.
[ترجمه ترگمان] بودن با والدین مختلط، کودک را در آن جامعه بدنام کرده بود
[ترجمه گوگل] داشتن فرزندی مختلط، کودک را در آن جامعه منحرف کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to mark with a stigma.

واژه stigmatize در جمله های نمونه

1. He was stigmatized as a violator of the agreement.
[ترجمه ترگمان]او به عنوان ناقضان این قرارداد بدنام شده بود
[ترجمه گوگل]او به عنوان یک متخلف از این توافق نامه محکوم شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Single mothers often feel that they are stigmatized by society.
[ترجمه فواد بهمنی] مادران تنها گاهی احساس میکنند که توسط جامعه بد نام می شوند.
|
[ترجمه ترگمان]مادران مجرد اغلب احساس می‌کنند که از جامعه طرد شده‌اند
[ترجمه گوگل]مادران مجرد اغلب احساس می کنند که جامعه از بین می رود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. People should not be stigmatized on the basis of race.
[ترجمه ترگمان]مردم نباید بر پایه نژادی بدنام شوند
[ترجمه گوگل]مردم نباید بر اساس نژاد محکوم شوند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He was stigmatiz ...

مترادف stigmatize

خوار کردن (فعل)
debase , abuse , affront , insult , shame , reproach , dishonor , humiliate , disgrace , blemish , profane , attaint , asperse , defame , discredit , smirch , stigmatize
لکه دار کردن (فعل)
distaste , foul , blame , blemish , slur , speck , soil , brand , denigrate , gaum , taint , stain , traduce , besmirch , tarnish , smear , calumniate , maculate , mottle , smirch , sully , smutch , stigmatize , stipple
نشان دار کردن (فعل)
tab , stamp , stigmatize
داغ ننگ زدن بر (فعل)
stigmatize

معنی کلمه stigmatize به انگلیسی

stigmatize
• characterize something as disgraceful; mark with a stigma; brand or condemn as disgraceful; treat a person in an unjust manner by disapproving of him/her (also stigmatise)

stigmatize را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فریده سادات
نشان دار کردن
لکه دار کردن
قدرت الله پناهی
بد نام شدن
حامد جوکار
شماتت کردن
بدنام کردن
هومن حسین زاده
تقبیح کردن
فرهاد سليمان‌نژاد
تحقير كردن، خوار و ذليل كردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی stigmatize

کلمه : stigmatize
املای فارسی : ستیگمتیز
اشتباه تایپی : سفهلئشفهظث
عکس stigmatize : در گوگل

آیا معنی stigmatize مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )