برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1651 100 1
شبکه مترجمین ایران

stewed

/ˈstuːd/ /stjuːd/

آب پز شده، آرام پخته

بررسی کلمه stewed

صفت ( adjective )
• : تعریف: cooked by simmering or boiling slowly.

- stewed tomatoes
[ترجمه ترگمان] گوجه‌فرنگی stewed
[ترجمه گوگل] گوجه فرنگی ترش
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه stewed در جمله های نمونه

1. i stewed the beef for two hours
گوشت گاو را دو ساعت آرام پختم.

2. the accountants stewed in a windowless room eight hours a day
حسابدارها در یک اتاق بی پنجره روزی هشت ساعت از گرما کلافه می‌شدند.

3. she was so stewed up with anxiety that she could not sleep or eat at all
آنقدر از دلواپسی به خود می‌پیچید که اصلا خواب و خوراک نداشت.

4. Add some sugar to the stewed apple?it's still a bit tart.
[ترجمه ترگمان]کمی شکر به سیب stewed اضافه کنید؟ هنوز یک تارت میوه است
[ترجمه گوگل]بعضی از قند ها را به سیب خاردار اضافه کنید و آن را کمی ترشح کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. The stewed apple was sour even with honey.
[ترجمه ترگمان]سیب پخته با عسل ترش شده بود
[ترجمه گوگل]سیب ترشیده حتی با عسل ریخته شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. They all stewed in the boxcar.
[ترجمه ترگمان]همه در واگن‌های باری stewed
[ترجمه گوگل]همه آنها در کامیون سوار شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی عبارات مرتبط با stewed به فارسی

لبو، چغندرپخته

معنی کلمه stewed به انگلیسی

stewed
• drunk (slang)
stewed in his own juice
• was forced to suffer the consequences of what he brought upon himself

stewed را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی stewed

کلمه : stewed
املای فارسی : ستود
اشتباه تایپی : سفثصثی
عکس stewed : در گوگل

آیا معنی stewed مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )