برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1678 100 1
شبکه مترجمین ایران

sterile

/ˈsterəl/ /ˈsteraɪl/

معنی: عقیم، بایر، نازا، سترون، بی بار، بی حصل
معانی دیگر: نا برومند، نا بارور، لم یزرع، بی بازده، عبث، بی فایده، بی سرانجام، بیهوده، ملال انگیز، بی تاثیر، بی روح، بی بو و خاصیت، مبتذل، سترون شده، ضد عفونی شده، گندزدایی شده، (گیاه شناسی) بی پرچم، (درخت) بی بار

بررسی کلمه sterile

صفت ( adjective )
مشتقات: sterility (n.)
(1) تعریف: free of live bacteria, viruses, or other microorganisms; uncontaminated; sterilized.
مترادف: antiseptic, sanitary
متضاد: contaminated, septic, unsterile
مشابه: aseptic, clean, disinfected, hygienic, pure, sterilized, uncontaminated

(2) تعریف: not able to produce offspring; infertile.
مترادف: barren, infertile
متضاد: fecund, fertile, virile
مشابه: fruitless, impotent

(3) تعریف: lacking or nearly devoid of vegetation; barren.
مترادف: barren
متضاد: fertile, fruitful
مشابه: fruitless, infertile, waste

- Fire turned the forest into a sterile plain.
[ترجمه ترگمان] آتش جنگل را به یک دشت بی‌روح تبدیل کرد
[ترجمه گوگل] آتش جنگل را به یک دشت استریل تبدیل کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(4) تعریف: lacking ideas, results, vitality, or the like; impotent; fruitless.
مترادف: barren, fruitless, impotent
متضاد: creative, fruitful, original
مشابه: arid, futile, ineffective, unproductive, useless, worthless

- a sterile discussion
[ترجمه ترگمان] یک بحث بی‌نتیجه، ...

واژه sterile در جمله های نمونه

1. sterile policy
سیاست عبث

2. sterile soil
خاک نابارور

3. sterile spores
هاگ‌های سترون

4. a sterile sore
زخم گندزدایی شده

5. a sterile style
سبک مبتذل

6. a sterile tree
درخت بی میوه (بی بار)

7. after her illness, she became sterile
پس از بیماری نازا شد.

8. Medical tests showed that he was sterile.
[ترجمه ترگمان]آزمایش پزشکی نشون داد که اون استریل شده
[ترجمه گوگل]آزمایش های پزشکی نشان داد که او استریل بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

9. He was able to bring large sterile acreages back to fertility.
[ترجمه ترگمان]او می‌توانست acreages sterile را به باروری بازگرداند
[ترجمه گوگل]او قادر به جذب مناطق بزرگ استریلی به باروری بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

10. The negotiations proved to be sterile.
...

مترادف sterile

عقیم (صفت)
abortive , fruitless , barren , sterile , unproductive , childless , vain
بایر (صفت)
sterile , arid , incult
نازا (صفت)
barren , sterile
سترون (صفت)
barren , sterile
بی بار (صفت)
unfruitful , sterile , infertile
بی حصل (صفت)
sterile

معنی عبارات مرتبط با sterile به فارسی

گامت های عقیم وبی خاصیت نر

معنی sterile در دیکشنری تخصصی

sterile
[علوم دامی] نا بارور ، عقیم ؛ حیوانی که به هیچ عنوان توان تولید مثل ندارد
[صنایع غذایی] سترون ، عقیم : محیط های فاقد هرگونه میکروب و هاگ

معنی کلمه sterile به انگلیسی

sterile
• infertile, unable to bear offspring; sterilized, free of live bacteria or other microorganisms; barren, not producing vegetation; not producing results
• something that is sterile is completely clean and free of germs.
• a sterile person or animal is unable to have or produce babies.
• a sterile situation is lacking in energy and new ideas.

sterile را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
عقیم ،بی حاصل(adj)
سعید ترابی
1. نازا، عقیم
2. سترون شده، ضدعفونی شده، گندزدایی شده
3. بی حاصل
4. بی روح، ملال انگیز
5. (زمین) نابارور
m.javid
استریل
ریمون
نابارور و عقیم
The disease made him sterile

هم به معنی: زنده زدایی شده
می باشد.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی sterile

کلمه : sterile
املای فارسی : ستریل
اشتباه تایپی : سفثقهمث
عکس sterile : در گوگل

آیا معنی sterile مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )