برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1389 100 1

stereotypical

/ˌsterioˈtɪpɪkəl/ /ˈsteriətaɪp/

کلیشه ای، وابسته به یا ساخته شده با کلیشه، متحجر، مبتذل، یکجور دیس

بررسی کلمه stereotypical

صفت ( adjective )
مشتقات: stereotypically (adv.)
• : تعریف: conforming to or influenced by a stereotype or stereotypes.
مشابه: prejudiced

- He fit the stereotypical image of an Irishman.
[ترجمه ترگمان] او تصویر کلیشه‌ای یک ایرلندی را درست کرد
[ترجمه گوگل] او تصویر کلیشه ای ایرلندی را مناسب می داند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه stereotypical در جمله های نمونه

1. Dictionary definitions tend to show stereotypical patterns of usage.
[ترجمه ترگمان]تعاریف فرهنگ لغت تمایل دارند الگوهای کلیشه‌ای استفاده را نشان دهند
[ترجمه گوگل]تعاریف دیکشنری نشان می دهد الگوهای کلیشه ای استفاده شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Customers are tired of the stereotypical, fast-talking salesperson.
[ترجمه ترگمان]مشتریان از یک فروشنده کلیشه‌ای و کلیشه‌ای خسته شده‌اند
[ترجمه گوگل]مشتریان از فروشندگان کلیشه و سریع صحبت می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Dara challenges our stereotypical ideas about gender and femininity.
[ترجمه ترگمان]دره خلق ایده‌های کلیشه‌ای را در مورد جنسیت و زنانگی به چالش می‌کشد
[ترجمه گوگل]به ما چالش های کلیشه ای ما را درباره جنسیت و زنانه چالش می کشد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. But he purposely rejected stereotypical liberal stands on such basic issues as welfare and capital punishment.
[ترجمه ترگمان]اما او به عمد اصول لیبرال را در مورد مسائل اساسی مانند رفاه و مجازات اعدام ر ...

معنی کلمه stereotypical به انگلیسی

stereotypical
• conventional, unoriginal

stereotypical را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سامان نصیری
یکنواخت- بدون تغییر- کلیشه

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی stereotypical
کلمه : stereotypical
املای فارسی : سترئوتیپیکل
اشتباه تایپی : سفثقثخفغحهزشم
عکس stereotypical : در گوگل

آیا معنی stereotypical مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )