برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
stall - for - time
شبکه مترجمین ایران

stall for time

stall for time را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sunflower
idiomatic

To intentionally cause a delay; to stop; to wait.

از قصد/ از عمد ...
معطل کردن
وقت هدر کردن/دادن
وقت تلف کردن
کاری را طول دادن
اتلاف وقت کردن
زمان خریدن
وقت خریدن

To delay or distract someone or something with evasive or prevaricating language or behavior in order to gain time.
معطل کردن و حواس کسی پرت کردن/سر کسی رو گرم کردن برای اینکه کس دیگری وقت انجام کاری را پیدا کنه !
Sunflower
زمان خریدن
وقت خریدن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی stall for time مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )