برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

spurred

/ˈspɝːd/ /spɜːd/

معنی: مهمیزدار
معانی دیگر: مهمیزک دار، مجهزبه مهمیز یا مهمیزک، قسمت سوم وگذشته rups

بررسی کلمه spurred

صفت ( adjective )
• : تعریف: having or wearing spurs.

- a spurred rooster
[ترجمه ترگمان] خروسی را تحریک کرده بود
[ترجمه گوگل] یک خروس خشمگین
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه spurred در جمله های نمونه

1. spurred boots
چکمه‌ی مهمیزدار

2. spurred boots
چکمه‌های مهمیزدار

3. he spurred his horse to go faster
به اسبش مهمیز زد که تندتر برود.

4. his mother spurred him on to finish his education
مادرش او را ترغیب می‌کرد که تحصیلاتش را تمام کند.

5. then nadder spurred on toward kharazm
سپس نادر به صوب خوارزم شتافت.

6. The knight spurred on to the castle.
[ترجمه ترگمان]شوالیه به طرف قلعه شتافت
[ترجمه گوگل]شوالیه به قلعه حمله کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. The horse was tired, but the rider spurred him on and reached the post first.
[ترجمه ترگمان]اسب خسته بود، اما سوار آن را مهمیز زد و اول به پست رسید
[ترجمه گوگل]اسب خسته بود، اما سوارکار او را به پیش گذاشت و به اولین پست رسید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. He spurred on his car and went to the office on time.
[ترجمه ترگمان]او اسبش را تحریک کرد و به موقع ب ...

مترادف spurred

مهمیزدار (صفت)
spurred

معنی کلمه spurred به انگلیسی

spurred into action
• caused others to act, encouraged to act

spurred را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سعید فرجی
باعث سرعت شدن
also low in saturated fat and cholesterol has spurred tremendous interest in soymilk and other soy foods.
آقاپارسا
دلیل یا تحریک بر انجام کاری
DAVID
Now, with the outbreak of the pandemic, they would engage in another race, this one spurred not by the pursuit of patents but by a desire to do good.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

معنی spurred

کلمه : spurred
املای فارسی : سپوررد
اشتباه تایپی : سحعققثی
عکس spurred : در گوگل

آیا معنی spurred مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )