برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1621 100 1
شبکه مترجمین ایران

sprinkling

/ˈsprɪŋkəlɪŋ/ /ˈsprɪŋkəlɪŋ/

کم، مقدار کم، شمار اندک، میزان اندک، آب پاشی، افشانش

بررسی کلمه sprinkling

اسم ( noun )
• : تعریف: a quantity that is sprinkled.
مشابه: dash

- a sprinkling of salt on the potatoes
[ترجمه ترگمان] مقداری نمک روی سیب‌زمینی
[ترجمه گوگل] آب نمک بر روی سیب زمینی
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه sprinkling در جمله های نمونه

1. We saw a vehicle sprinkling water on the street.
[ترجمه ترگمان]ما دیدیم که یک وسیله نقلیه در خیابان آب پاشیده می‌شود
[ترجمه گوگل]ما یک وسیله نقلیه آبی را در خیابان دیدیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. There was a sprinkling of freckles on her cheeks.
[ترجمه ترگمان]روی گونه‌هایش لکه‌های خون دیده می‌شد
[ترجمه گوگل]یک شکم پر از شکم بر روی گونه هایش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Top each bowl with a generous sprinkling of fresh mint.
[ترجمه ترگمان]هر کاسه پر از نعناع تازه
[ترجمه گوگل]بالا بردن هر کاسه با آب گرم سخاوتمندانه نعناع تازه
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The hilltops were covered with a sprinkling of snow.
[ترجمه ترگمان]تپه‌ها پوشیده از دانه‌های برف بودند
[ترجمه گوگل]تپه های تپه ای با برف پوشیده شده بودند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی sprinkling در دیکشنری تخصصی

sprinkling
[عمران و معماری] آبیاری بارانی
[زمین شناسی] آبیاری

معنی کلمه sprinkling به انگلیسی

sprinkling
• small amount; small amount distributed randomly
• a sprinkling of things is a small quantity of them.

sprinkling را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ن م
باران سبک ، باران نم نم

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

پارچه گرامی

توضیحات دیگر

معنی sprinkling

کلمه : sprinkling
املای فارسی : سپرینکلینگ
اشتباه تایپی : سحقهدنمهدل
عکس sprinkling : در گوگل

آیا معنی sprinkling مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )