برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1433 100 1

springboard

/ˈsprɪŋˌbɔːrd/ /ˈsprɪŋbɔːd/

معنی: تخته شیرجه، واگن سبک
معانی دیگر: رجوع شود به: diving board، (اکروبات) تخته ی پرش

بررسی کلمه springboard

اسم ( noun )
(1) تعریف: a flexible board secured at one end and used to give impetus to a jump in diving or gymnastics.

(2) تعریف: a beginning point or activity, esp. one that provides a good or fast start.

- a springboard to a career in the theater
[ترجمه ترگمان] یک تخته پرش برای شغلی در تئاتر
[ترجمه گوگل] یک تپه برای کار در تئاتر
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه springboard در جمله های نمونه

1. He dived off the springboard and swam down to the shallow end.
[ترجمه ترگمان]از روی سکوی پرش پایین آمد و به طرف انتهای کم‌عمق شنا کرد
[ترجمه گوگل]او قایقرانی را غرق کرد و به انتهای کم عمق فرو رفت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The 1981 budget was the springboard for an economic miracle.
[ترجمه ترگمان]بودجه سال ۱۹۸۱ سکوی پرش برای یک معجزه اقتصادی بود
[ترجمه گوگل]بودجه سالهای 1981 به عنوان یکی از پرطرفدارترین معجزات اقتصادی بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The college debating society was a natural springboard for her career in politics.
[ترجمه ترگمان]کالج بحث و جدل یک تخته پرش طبیعی برای حرفه خود در سیاست بود
[ترجمه گوگل]جامعه بحث برانگیز کالج، یک شایستگی طبیعی برای حرفه او در سیاست بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. The TV soap has been a springboard for a lot of careers.
[ترجمه ترگمان]صابون تلویزیون، تخته پرش برای بسیاری از مشاغل است
[ترجمه گوگل]صابون تلویزیونی برای بسیاری از حرفه ها یک استادیوم است ...

مترادف springboard

تخته شیرجه (اسم)
springboard
واگن سبک (اسم)
springboard

معنی کلمه springboard به انگلیسی

springboard
• semiflexible board used to provide extra lift into the air (diving, gymnastics); point of departure
• if something is a springboard for an action or enterprise, it makes it possible for the action or enterprise to begin.
• a springboard is also a flexible board which you jump on before performing a dive or a gymnastic movement.

springboard را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد رومزی
سکوی پرتاب
موقعیت هایی در زندگی که باعث پیشرفت و ترقی می شوند.
هدی چامه‌ای
زیربنا

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی springboard
کلمه : springboard
املای فارسی : سپرینگبرد
اشتباه تایپی : سحقهدلذخشقی
عکس springboard : در گوگل

آیا معنی springboard مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )