spread the word
انگلیسی به انگلیسی
پیشنهاد کاربران
بقیه را مطلع کردن؛ به بقیه ی مردم چیزی را گفتن؛ انتشار یک گفته؛ مثال:
Be sure to spread the word!
حتماً به بقیه هم اطلاع بده!
برای سلامتی و ظهور امام مهدی ( عج ) صلوات
حتماً به بقیه هم اطلاع بده!
برای سلامتی و ظهور امام مهدی ( عج ) صلوات
اطلاع رسانی کردن
اطلاع رسانی به عموم
خبر دادن به بقیه
I need to spread the word that the meeting is canceled for this afternoon.
من باید کنسل شدن جلسه بعداز ظهر را به بقیه خبر بدم
Marketing entails spreading the word about a business and the products
... [مشاهده متن کامل]
بازاریابی مستلزم اطلاع رسانی در مورد تجارت و محصولات است
خبر دادن به بقیه
من باید کنسل شدن جلسه بعداز ظهر را به بقیه خبر بدم
... [مشاهده متن کامل]
بازاریابی مستلزم اطلاع رسانی در مورد تجارت و محصولات است
چو انداختن، پخش حرف درست و یا نادرست، شایعه پراکنی
( مثال: چو انداختن که امسال خبری از عیدی نیست )
( مثال: چو بیاندازید که اگه کسی ماشینم رو پیدا کنه، بهش مژدگانی خوبی میدم )
( مثال: چو انداختن که امسال خبری از عیدی نیست )
( مثال: چو بیاندازید که اگه کسی ماشینم رو پیدا کنه، بهش مژدگانی خوبی میدم )
( اصطلاح ) : انتشار اطلاعات خاصی برای مردم.
https://idioms. thefreedictionary. com/spread the word