برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1572 100 1
شبکه مترجمین ایران

sprawled

/sprɔːld/ /sprɔːld/

معنی کلمه sprawled به انگلیسی

sprawled
• if you are sprawled somewhere, you are sitting or lying with your arms and legs stretched out in a careless way.

sprawled را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahsan
لم دادن،دراز کشیدن
Mehrzad
کنگر خوردن و لنگر انداختن
hamid
ولو شدن - پراکنده شدن
Farhood
ولو شدن،
به حالت ولو شدگی دراز کشیدن (آزاد آزاد😄)

She lay sprawled on the sofa

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر


آیا معنی sprawled مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )