برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1473 100 1

splurge

/ˈsplɜːrdʒ/ /splɜːdʒ/

معنی: خود ستایی، خود فروشی، شادمانی، ریخت و پاش، تفریح و ولخرجی کردن، به رخ دیگران کشیدن
معانی دیگر: پول هدر دادن، (عامیانه)، نمایش یا تظاهر پر زرق و برق، بریزوبپاش، بریز و بپاش کردن، خوشی، به ر  دیگران کشیدن

بررسی کلمه splurge

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: splurges, splurging, splurged
(1) تعریف: to spend money extravagantly or wastefully, esp. on oneself.
متضاد: economize

(2) تعریف: to spend money ostentatiously.

- He splurged on expensive presents for his girlfriends.
[ترجمه آرمان] او برای خرید کادو واسه دوست دخترش ولخرجی کرد
|
[ترجمه بلابلا] او برای خرید کادوی گرانقیمت برای دوست دخترش ولخرجی کرد
|
[ترجمه ترگمان] اون یه هدیه گرون برای دوست دخترش خراب کرد
[ترجمه گوگل] او برای هدیه گران برای دوست دخترش تقسیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to spend (money) extravagantly or wastefully, esp. on oneself.
اسم ( noun )
...

واژه splurge در جمله های نمونه

1. I had a splurge and bought two new suits.
[ترجمه ترگمان]یک ولخرجی داشتم و دو کت و شلوار نو خریدم
[ترجمه گوگل]من دویدم و دو لباس جدید خریدم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. We'll splurge on a trip in France next year.
[ترجمه ترگمان]سال آینده سفر خود را در فرانسه ادامه خواهیم داد
[ترجمه گوگل]ما در سال آینده سفر به فرانسه خواهیم کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Blood began to splurge out and her screams pounded Jezrael with a different rhythm.
[ترجمه ترگمان]با ریتم دیگری شروع به بالا رفتن کرد و فریادهای او با ریتم مختلف شروع به تپیدن کرد
[ترجمه گوگل]خون شروع به پاشیدن کرد و فریاد هایش Jezrael را با ریتم دیگری تغییر داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. So on your beefy splurge night, enjoy the real thing.
[ترجمه ترگمان]خب، تو اون شب splurge گنده ت از یه چیز واقعی لذت ببر
[ترجمه گوگل]بنابراین در شب پریشانی شما، از چیز واقعی لذت ببرید
[ترجمه شما] تر ...

مترادف splurge

خود ستایی (اسم)
flattery , gas , swank , gasconade , self-praise , swagger , braggadocio , buck , gassing , fanfaronade , splurge , flash , rodomontade , jactation , ostent , self-importance , self-applause , self-glorification , self-glory , vainglory
خود فروشی (اسم)
ostentation , bribery , swank , gasconade , self-praise , braggadocio , fanfaronade , splurge , rodomontade
شادمانی (اسم)
jubilation , gaiety , mask , splurge , festival , merrymaking , lustihood
ریخت و پاش (اسم)
splurge
تفریح و ولخرجی کردن (فعل)
splurge
به رخ دیگران کشیدن (فعل)
splurge

معنی کلمه splurge به انگلیسی

splurge
• ostentatious extravagance, showy display; impulsive costly expenditure
• make an impression, show off; spend money recklessly
• if you splurge on something, you spend a lot of money extravagantly, especially on things that you do not need; an informal word.
• if you have a splurge, you spend a lot of money, usually on things that you do not need; an informal word.

splurge را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

متین
ولخرجی - هدر دادن الکی پول
Shirinbahari
ول خرجی
Is it ok to splurge once in a while?
سمیرا :)
ریخت و پاش، ولخرجی، پول هدر دادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی splurge
کلمه : splurge
املای فارسی : سپلورگ
اشتباه تایپی : سحمعقلث
عکس splurge : در گوگل

آیا معنی splurge مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )
شبکه مترجمین ایران